آسْمانِ دِلَمْ اَبری ستْ !
پیوست -:
درون زورق شب چشمه ی مهتاب می جوشد !
« گل مرداب » مینوشد !
بمستی سخت می کوشد !
که تا زیباتر از هرشب ، « بساحل ها » روان گردد
رها از گور مرداب نگاه مردگان !! گردد