خواستگار محتـــرم !

 

 بغض هایم را در گلو فرو تر می دهم !
تا اشک هایم را  خدا هم نبیند  

 

+ سکوت رو ترجیح میدم با کلی بغض . 

+ ازت شکایت دارم خدا . . شایدم از خودم  

+ با کدامین دست هایم . . آسمانت را در اغوش گیرم ؟ 

+ باران را مثل همیشه بهانه می کنم ! 

+ همین یدونه رو کم داشتم !! ~> خواستگار اونم تو فامیل !!  

اسمشم بغضی م می کنه !! شوهر نخوام کیو ببینم ! هی زنگ می زنین میگین !! 

نمیخوام  

 

 اسمانت را دیوانه وار در اغوش میگیرم !!  

و همانطور که مرا می فشاری در اغوشت . .  

می فشارمش ! 

شاید ابر ها به جای من ببارند !