الآن رفتم تو فٌرج ِ ه !!

دیروز هم روز اخر بود !
همه بچه ها بودن ! ، دلم برای همشون تنگ میشه ، اونم خیلی زیاد . .  

مریم ، فرزانه ، طنین ، گندم ، گلناز ، پوری ، ماندانا ، پری ، آیلین ، زهرا ، سحر ، 

و خیلی های دیگه که نمیشه همشونو اسم برد ! 

ی ترم دیگه هم با تموم شوخی ها و خنده ها و گریه ها تموم شدن ! 

هر چی بود که شیطنت ما کم که نشد هیچی بیشترم شد !  

این ترم بیشتر از ترم دیگه خسته شدم ! درسم که نشد بخونم !! 

البته 9 تا درس دارم و ی عالمه کتاب !! که 4 تا از این درسامو تموم کردم ! 

اما خوب بازم باید بخونم ! امتحانام خیلی بد فرمه !! 

27 م 2 تا !! / 30 م 2 تا !! / 1م / 2 م / 3 م / 7 م 2 تا !! 

و من موندم این ترم چه شاهکاری از آب درمیاد ! 

هرچی هست باید معدلم رو بکشم بالا ! ولی نمیدونم چطوری !! 

بروبچ گیر دادن تو فرجه بیا بریم بیرون !! اما خوب فرجه ی فرصت بزرگه برام !! 

اگه این کارو کنم خیلی عقب میوفتم ! بازم نمیدونم ، شایدم رفتم !  

بعد از این امتحانام من میمونم و اینجا و شما و کتابائی که خریدم از نمایشگاه . 

امروز برنامه ریزی میکنم ! شما هم انرژی مثبت Send کنید !! 

سعی میکنم هر روز !! شایدم بیشتر به روز کنم !  

اما داخل امتحانا بریم فکر میکنم کمتر بتونم بیام ، چون . . . . همه واردن دیگه !  

تا ببینیم این ترم چه گندی میزنیم !

 

بعدن نوشت -: جنبه ی ۴ ساعت درس خوندن وقتی ادم نداره اینجوری میشه ! 

                     سرم داره گیج میره !! درد میکنه ! نمیتونم راه برم ! به درودیوار میخورم  

                     واقعا عذاب ممکن بازم شورو شد !  ۸.۴۱ !