روزای رنگای روشن زندگیم . . . می سازمشون !

میگذره ! 

اما من چیزی کم دارم !
مثل روزائی که همه از دست رفتن !  

اما من خوبم ! 

کمی از بین رفته شخصیتم !
برا همون خورد شندنه که بی سابقه بود !!! 

حالا میخوام خودمو بسازم !
همون دختر مغرور بشم ! 

میشم ؟ میشم !! 

میتونم ! 

باید بسازم ! از اول ! روزای رنگای روشن زندگیمو !! 

آبی . . صورتی . . . سبز . . . نارنجی . . . قرمز . . . بنفش ! 

و همه ی رنگائی که من عاشقشونم ! 

حتی خودمم نمیدونم این خستگی چطوری از بین میره !
اون روزای شاد ِ شاد که تمشکی هرگز دست به غم نمیداد ! 

کی برمیگرده !
اما همه چی عوض میشه !و من میتونم خودم رو قانع کنم ! 

 

امتحانا نزدیکه !
اگر خیلی کمتر میام ! کمی کارام ٬ درسام ٬ خستگیام بیشتر !