امروز با صداهائی از این قبیل . .

با صدای تیک تیک دو ساعته ی ی ساعت که نمیدونم کجا بود ٬ غرولند های ی پیر مرد که همسایه بغلی بود ٬ صدای همراه پدر که جواب نمیداد ٬ و تمام صدای های مزخرفی که تونست منو بی خواب کنه از خواب به زور بیدار شدم ! 

 

ساعت ۸.۱۲ دقیقه ! / ۱۶ اردی بهشت !