آسمانم را بی بهانه به تو می سپارم ٬ نگرفتی هم هیچ ِ هیچ ! * سه تا بستنی خریدیم ! از همه زودتر تموم شد هی نگاه کردم به بستنی نصی و زینب ! زینب گفت میخوری گفتم اوهوم ۲ تا گاز زدم نصفش رفت ! هی مال نصی رو نگاه کردم گفت میخوری گفتم اوهوم  نصف اونم رفت !و هی گفتم بدو بخورش وگرنه . . . ۲ تا پیتزا خوردیم بعدشم باز بستنی خریدیم ! اون دو تا از ترسشون نفهمیدن بستنی خوردن ؟ چی خوردن ! چون بازم بستنی زینب رو من نصفشو رو هوا زدم الآنم دلم بستنی میخواد * چقدر خندیدیم ! بعد مدتها به همچین خنده ای نیاز داشتم ! من و آیلین و نصی و زینب ! سالن رو هوا بود دیگه اشکام سر ریز بود * عینکمو زدم شیکوندم ! بی چشم شدم * فردا یونی !! آخ جون جدیدا کلاسامو خیلی دوسی دارم و به موقع میرم ! بوس |