مبهوت ِ دیوارها خواهی ماند میدانم . .

+ هیچ خواهی فهمید؟
تو می مانی و غربت.

او می ماند و نگاه جاده ها،
که بی خبر از خانه ای، چراغی،

مبهوت دیوارها خواهد ماند