
- - چقــ ـدر لحظــ ـه ها به دنبــ ـال اتفاقها در حال عبـــ ـورند - حس غـــ ـریبی ست موسیقــ ــی دان وجـــ ـودم در اوج - فنـــ ـا شــ ـدن آوایی جــ ـز تن جــ ـذام شـ ــده من نمینــ ـوازد - و مـ ـن زیر خـــ ـروارها خــ ـاک تهی شــ ـدم و تا صبــ ـح ابد - ذکــ ـر تسبیح ام ایــ ـن ست : که یــ ـادی از فرامــ ـوش شــ ـده گان - کنــ ـم و بی پنــ ــاهی را پنــ ـاه بخشــ ـم ... - *مهرنوشی ! |