اوم . . . نمیدونم ! نه اینکه حرفی واسه گفتن نداشته باشم ها ؟! نه حوصله شو ندارم ! این دو روز از ی زندگی ِ پُر هیاهو ی ساسی اومدم بیرون . . به جاش ی زندگی ِ عاطفی بهم زدم جیگیل ! عینهو این فیلم هندی ها . . . تا قیافه مامان بابام ُ میبینم زرتی می زنم زیر ِ گریه . . . فک کن . . امشب شب بخیر به مامی ددیت بگی بیای بخوابی ! فردا شب کسی نباشه که حتی بخوای نگاش کنی ! البته به مونا گفتم جهیزیشو جم کنه بیاد پیشم ! ولی خوب ! مامی ددی که نمیشه ! ۱۰ روز ُ شب !!!!! خدا که نمی گذره ! |