ازرائیل هم ازرائیل های قدیم !!

سام 

 

دلم می خواد هی بنویسم ٬ دلم میخواد هی بهانه گیری کنم ٬ 

دلم میخواد فُش بِدم ٬ دلم می خواد اصن فُش ِ خواهرو مادر بدم  

ههههههیییییی  حرف بَد ؟! آخ آخ آخ !! 

 

در دو قدمی مرگ دست ُ پنجه نرم کردیم . . آخه بگو خاک تو . . ٬ تو ؟! نمیدونم حالا هر جا !! 

آخه تو که از انگور بدت میاد مگه مَرض داری میخوری ؟! اصن اون کرم ِ باید ووول بخوره دیگه . . 

دست خودتم نیس ! اقا در عرض ۳۰ ثانیه ما در هوا بال بال میزدیم ُ مامانه جیغ ُ ویغ می کرد ُ 

آبجیه در کمال خونسردی ُ با تعجبی شگرف که ازش بر نمیومد عینهو جغد زُل زده به من نمی گه برم ی کم آب بیارم این بچه پر پر شد !!!!  

آقا ازرائیل (این شکلیه ؟ میدونی چون دوسش ندارم سعی کردم یاد نگیرم که حتی چه شکلی میفیسنش ! به هر حال !) رو کول ما سوار شده بود ٬ نمیدونم کی دعامون کرد یهو از رو کولموش اومد پائین بلا گرفته چقدرم وحشی ه خاک بر سر  

جالب اینجاس اون وسطا که بال بال می زدم ٬ صدای قلبم آخ آخ چه توهمی بود . .  

الانم کمی تیر می کشه ٬ اصن حالم خوش نیس  

بغض در گلوم داره خفم میکنه ! هیچ ربطی هم به هیچ کسی نداره ٬ دلم واسه خودم گرفته 

که چقدر بدبخته ٬ اخه بگو خاک تو ؟! همونجا !! 

تو که اخر عاقبت این زندگی لعنتی رو میدونی ٬ چرا یاد نمیگیری ازرائیل و چه شکلی می فیسن 

که بیاد خوشکل تر سراغتو ب شکل کمپوتت کنه بری پی کارت !! چندش !  

  

روز { دختر } بود که عزیزانم بهم تبریک گفتن ٬ نمیدونم فک کنم اولین سال بود همه بهم تبریک گفتن ٬ الآن اگه مامی بود میگفت چشتو بگیره  

بنده همه به همه دختر خانومای نـــــ از تبریک میگم ٬ البته نکته داشتا . . . نــــ از ِش خیلی مهم بود !! 

 

 

ه ِ روی ازرائیل و کبود کردم  چی خیال کردین ؟! توانائیم بیشتر از ایناست ها !! البته شایدم ازرائیل دیگه ازرائیل نیست !! ببین چقدر مهم بودم ب شخصه اومد سراغم . . به قول ِ ددی اینتر نزد  دلتون کباب شه !

 

فردا دانشگاه تقریبا تنها هستم ٬ نصی الان اطلاع رسانی کرد که از سر درد چیــــ ز شده ٬ زیاد حالش خوش نی کلا . . از همون بهونه ها واسه لا لا کردن توی خونه ُ جیم شدن از کلاس ُ این حرفا دیگه  

 

خست َ م پُشت ِ چشام پر ِ اشک ِ !! پائیز ِ امسال غم انگیز ترین پائیز توی این ۱۹ سال ُ ۱۰ ماه ِ من ِ ! خدایــــ ا میتونم صدات کنم ؟! 

 

ای کاش تلفن همراه نداشت م ٬ ای کاش کلا مسیج اختراع نمی شد . . ای وای ببخشید سانسور میکنم ٬ پیام کوتاه ٬ به حروف الفبای فارسی و مملکت ایسلامیک توهین بزرگی شد ٬ من غلط کردم !   

 

چرا هر چی بالا میرم ٬ آسمون انتها نداره ؟! چطوری می شه به انتهای این آسمون ِ پهناور رسید ؟ چطوری می شه فقط تو باشی ُ تا چشم کار میکنه آسمون باشه ؟! جدیدا چشم هم کار میکنه ٬ نکته ازین آموزنده تر ؟!   

 

اصن چطوره در ِ اینجا رو تخته کنیم و الفبای جدید پارسی یاد بدیم هوم ؟! درسته استادی بهتر از من وجود نداره !! ولی دوستان بسیار خوبی و زیادی دارم ازین الفپا ها میتونن تدریس کنن !! 

نوعی اعتماد به نفس کاذب پیدا کردم . . ! خودتی !  

 

یعنی میشه کسی هم منو دوست بداره ؟! دچار کمبود محبت بسیار شدید شدم . . دکترا هم جوابم کردن  چقدر اوضام بیریخت شده . . ازین پست چپَندَر قیچی کاملا مشخصه ٬ دلم خواست حرف بزنم دیگه ٬ اینجارو ترتیبشو دادم که اینجوری بشه دیگه !! بسّه ! حوصله ندارم 

 

دارم بر می گردم به زندگی طبیعی ٬ منو جدی نگیرید ! 

 

این پست فقط واسه منو خونه ی تمشکی ِ من نبود !! اگـــــ ر این فکرو کردید کاملا در اشتباه بودید !! شما خوانندگان عزیز هم در این پُست دخیل بودید ! 

 

شب خوش !