باران َ م . . تو آمدی ؟!

 

صدای غرش باران . .  

شنیدی ؟ چگونه نعره می کشد ؟!
 

شنیدی . . می نالد از بی کس ! 

شنیدی ؟! گوئی دلش تنگ است ! 

 

گوئی بهانه ها دارد . . تصمیم به بارش دارد  

تو می باری و من . . تو را نظاره میکنم ؟! 

 

تو را نظاره می کنم ؟! 

با آغوشی بـــــــ ــاز به استقبالت می آیم ! 

 

باران َ م . . بهانه ی شب های بی کسی َ م . . 

دوستت دارم !