| من ، تو ، رویاهایمان را فروختیم . . |
به دخترک + . .
تو نوشتی از ثمین َ ت . . . روز ها برایش نوشتی . . یادش دادی ، از غم دل با او سخن سر دادی . .
من ! نوشتم از باران َ م . . . روز ها برایش نوشتم . . یادش دادم ، از غم دل با او سخن سر دادم . .
اما بدان . . اگر ثمین با بدنی نحیف از بین رفت ، تو هستی . . با تمام رویاهایت ، که بی بهانه فروختی ،
همچون من !
|