گزارش تمشکی !

سام خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir 

 

این چند روزه هی میریم دانشگاه هیچ کلاسی تشکیل نمیشه و ما هم خوش می گذرونیم  

 

دیروز نه کلاس صبم تشکیل شد ... نه ظهر .. به همین دلیل بنده به نصی پیشنهاد سینما دادم گرفت ... فهمیدم پایه تر از این حرفاس ! رفتیم چار چنگولی ... خیلی خندیدیم .. سه تائی بودیم ... با زهرا .. کلی کیف داد   

 

ناهر رفتبم تمشک دوباره بعدشم با زهرا اومدیم میدون ازادگان کرج ... ازونجا هم ماشینای مترو سوار شدیم .. رفتیم مترو ... فیلم خریدیم .. وای .. کارتون خریدم .. شهر پریان + جادوی پیکاسوس خیلی ناز بود ... دومی بیشتر ناز بود .. whistling وقتیم رسیدم خونه ... خاله قرار بود بیاد ... منم که خستــــــــه !!  حوصله هیچی نداشتم ... اومده بود فوضولی نکبت   

 

امروزم قرار بود با دختر دوست مامانم بریم بیرون ... اخه خبر نگاره ..  واسه ی روزنامه معتبر و به نام کار میکنه .. قرار بود بریم گزارش تهیه کنیم  میخواست بره گفت توم بیا .. گفتم من تا حالا نرفتم و اینا .. گفت بیا خوش میگذره .. رفتیم ... واییییی چقدددددرررررر خندیدیم  خیلی باحال بود .. فکر نمیکنم چیزی بتونه به سردبیرشون تحویل بده ... چون من خیلی اذیتش کردم  منم جلوی دوربینش رفتم ... ی خورده مصاحبه داشتیم ..  همین دیگه .. فردا هم نمیدونم برم دانشگاه یا نه ... امشب مانی با طیییاره میاد  منتظرشیم .. !