| ما هم "دعوت" شدیم به روزای سخت ! .. |
حالم خوبه .. ۵ شنبه مامان اومد .. صبح خاله زنگ زد و فهمید .. حالش خیلی بد بود .. بلاگی مامان پریوش رنگش مثه گچ شده بود ..
شنبه رفتم دانشگاه ... حالم خیلی بد بود ... خسته بودم .. زبان از دخترا پرسید و هی ضایعشون کرد و پسرا رو برد بالا ... رفتیم فیلم دعوت رو هم دیدیم .. ! حیف پول بود ..
یکشنبه هم خوب بود .. حقوق پرسید بعضیا بلد بودن .. منم همینجوری جواب میدادم .. توی دانشگاه خوندم ! بعد از یونی بابا اینا اومدن سراغم رفتیم خونه دوست بابام تو عظیمیه ... ! کلی من وراجی کردم اون دو تا خندیدن
کی باورش میشه من نفر اول هستم ... با نزدیک ۵۰۰ و خورده ای امتیاز ؟ هر کی رای نداده بره اینجا رای بده ! * خسته م نه ؟ اون یکی گوشیم بعد از مدتها روشن شد
پیوست -:
ما تماشاچیانی هستیم ٬
|