کوزت در چند مرحله !

سام ! خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

باز ما اومدیم ... !   

یادم افتاده اون شب چی شد که من یوخته !! تعجب کردم  چی کار کنم خووووو از اونا یاد گرفتم ... مردم شریف ایرانی بودن خووووووووووووو  یوخته ! نازه دوسش دارم ... به تو چهههه ! خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir اقا اونجا که بنده کوزتی میکردم ... هی ازم می پرسیدن چند سالته ؟ درست تموم شده  ؟ چی میخونی ؟ اقااااااا تا گفتم علوم سیاسی ... همه اه   کفا بریده بود ... خیلی باحال بود ... میگفتن اا چه رشته ی باحالی ... سخته و اینا ... حالا نمیدونن بنده اصن درس نخوندم و نمیخونم ..  خیلی هم راحت قبول شدم ... مردم چه ساده ن ... یهوئی کلی دوستم داشتن  این چند روزه به این فک میکنم ... من چرا این شکلی شدم ... قبلنا نوشته هام بوی خوشمزه ای میداد ... انقد جدی نبودم ... مسخره میکردن که نی نی تشریف دارم خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir اما حالا وقتی میخوام بینیفیسم ... هی سعی میکنم کلمات و درس بنوفیسم و اونجور که میگم نباشه ... قبلنا ... فارسی را زاپاس می داشتیم و حالو روزمان آن بود ...  حالا ... !؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir  

 

  

احتمالا هم فردا بنده رو میخوان ببرن کوزتی اِگٍین و بعدش ... بنده مثه میت برگردم ... بزار غیبت کنم ... بابا مگه کین ... خاله هامن ... جلوشونم میگم .. خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.ir اقا این خاله بزرگه که ی لِگش رو گرفته انچنانی تو شستش که انگار با تریلی ۱۸ چرخ تصادف کرده ... بعد واسه کارای مامان شهر بانو لِگش درد میکنه نمیتونه راه بره ... و به من دستور میدن که اِله و بِله ... خدمات وبلاگ نویسان جوان             www.bahar20.sub.irمیبینی تورو بخدا ... من شانس ندارم که عین خانوما برم ی گوشه بشینم بهم احترام بزارن  احتمالا زودتر باید شوهر کنم ... از شانس بد هر کی هم مارو میبینه میگه چرا شوهر نمیکنی ؟  بنده هم میگم کی میاد منو بگیره ... ۲ روز نشده پسم میارن ... نا امیدی در این حد ...   دیدی غصه خوردم ؟ اون یکی خاله هم میگه به من چه ...  خوو مگه من چه گناهی کردم نوه شدم و اونا همه کار دارن و نمیتونن بیان .. .ثمانه و مانیا که شوووووووهر دارن ... نمیشه .. وخ ندارن  سمیرا ترم اخر ... نمیتونه ... ساغر طفیل می باشد ... منه بخ بخ باید مثه خَـــــــــر کار کنم ... مامان پریشم که دخمل بزرگس و صاحب عزا  بعد یکی نیس بگه این بخ بخ فرداش دانشگاه داره ... تو اون روحتون ... درس نخونده ... نزاشتین درس بخونه ... !! هی روزگار ... عصاب مصاب ندارم خو !  اگه من فردا اومدم نت یعنی نرفتم ... اگ نیومدم ... یعنی در حال کوزتی می باشستم !   

 

پیوست -: باز تو نظر سنجی شرکت کردم ... از اونجائی که سری قبل ۳ روز نشده بود ثبت نام کرده بودم و با شیرینی جون ی امتیاز و اوردیم و نامرد شد ۵ و من شدم ۶  باز شرکت کردیم و البته منو نمی خواستن راه بدن ... منم رفتم پیش اق رضا گفتم اینا نیمیخوان منو راه بدم و دلش واسم سوخ فک کنم ... نمیدونم  حالا ... جون مادرت بیا به ما رای بده  اندفه با شیرین جونی ی امتیاز بیاریم و من بشم اول اون بشه دوم  چه نامرد شدم ... نه ؟؟؟‌! به هر حال هنوزم خودمو میدوستم ... ! چی خیال کردی ؟  

 

برید به قسمت  تاپ بلاگ از بلاگ اسکین  

 

بعدش لینک منو یعنی  http://taMeshki.blogsky.com  کپی کنید جلوی ادرس انتخابی پیست کنید بعدش ثبتش کنید ... ! ممنون میشم دوستای عزیزم