۱۱۵ فیلم ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲! ۱۱۵ فیلم ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲!
مجموعه ای از جذاب ترین و پرفروشترین
فیلمهای روز دنیا!هر فیلم 135 تومان!
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
10 مهر 1389 ساعت 4:28 PM

اخی !؟ صبح قشنگم رو ی خواستگار ازم گرفت ولی عیبی نداره دیگه مثه اون روزا اذیت نمیشم چون فعلا این چیزا واسم مهم نیست . . امشب قراره بریم عقد کنون دوستی جون که ۱ سال از من بزرگتره ! الهی قربونش ۲ سال بزرگتره ! جک گفتم ! می خواستم مثلا خودمو توجی کنم که اگه منم مزدوج شدم ننگ نباشم الان یک عدد تمشکی فشن در خدمت شماست موهام خیلی جیزگر شده ! هنوز میک آپ نکردم اما همینجوری شم بنده بله !!! گلاب به روتون خوشملم کلا امروز چهره م خوبه دیروزم همین طور بود ! نمیدونم قراره چه اتفاقی بیوفته ! ولی عجیبه دیگه ارایشگرو اوردیم منزل و گفتیم بفرما اینم مو تا دلت بخواد مو داریم ! ی کاریش کرد دیگه . . . آخی بریم قرامونو تحلیه کنیم و از نو هفته ی دیگس واسه پسر عمو شارژ بشیم خانوم تپلی ننگ نیست ! امروز از حرم تماس گرفت . . الکی گریم گرفت نیدونم چرا ؟ ی جوری شدم یهوئی !!


سید تماس گرفت بعد از کلی ..



8 مهر 1389 ساعت 10:07 PM


جدیدا داریم به این نتیجه میرسیم که ما هرجا میریم . . کر کر خنده ای که داریم همه رو به خنده میاره ! مخصوصا خنده های گندم وای فکر کن ! چند وقت پیش رفتیم فیلم ِ آل رو دیدیم ! این فیلم چرت !! و اصلا خنده دار نبود . . اما ما دو تا غش غش می خندیدیم و همه به خنده ی ما می خندیدن ! سینما رو می زاریم روی سرمون !! ون رو می زاریم رو سرمون و ملت با ما ریسه میرن و میان ! جالبه ! امیدوارم لب ِ همه همیشه خندون باشه . . ما هم ازین هفته های کذائی دیگه نداشته باشیم


× عروسی باید میرفتم که نرفتم . . خانوم تپلی رفت مشهد شمال ! کلی برای خودم برنامه چیدم ! ازین به بعد شاید کمتر بیام ! خوشحال نشید شاید // با گندمی اونقدر تفاهم داریم ها ؟! امروز هر دومون شکلات تلخ برده بودیم ! اون ۸۴٪ من ۶۰٪ .. ننگ هی می کرد تو حلقم میدونه خیلی تلخ و نمیتونم ها !! فیلم خریدم ! کلی صفا فردا

7 مهر 1389 ساعت 10:00 PM


اول از همه که رفتم یونی کلاسم تشکیل نشد ُ بعد از تو سرو کله زدن با بروبچ ! رفتم سمت بالا دانشکده فنی و دامپزشکی تا میس الف رو ببینم دوستش سپیده جون هم بود و کمی حرفیدیم و اینا . . بقیش خصوصیه انقده دخمل ِ جیگریه !! دوسش داشتم زیاد ...


امروز با استادای جدید اشنا شدیم .. یارو انقد فک زد اخرش برگشت گفت خیلی وراجی کردم میدونم ببخشید من و گندمم که خیلی اصن تو جو ِ درس بودیم و داشتیم بازی میکردیم .. کلی باهاش موافقت کردیم . . خدای فک بود


استاد بعدیه هم کلی روانشناسی مون کرد ُ الان من انتهای استراتژیک ِ مدرن هستم ُ استراتژیک ِ زندگیمو دارم کشف میکنم . . اهداف ِ بزرگ بزرگ در سر دارم . . فکر کنم با وجود ِ این استاد توی این ترم ی به چیزی که میخوام برسم !

یعنی امروز این دو تا استاد ایران رو از سر تا ته قهوه ای کردن و ادماش و حیوون بعدشم دلداریمون دادن ادم بشیم !


خوشحالم با اینکه خیلی خسته شدیم اما روز ِ خوبی بود خبرای جدیدم بی خیال . . اما خب کمی ارامشم بیشتر شد

6 مهر 1389 ساعت 10:58 PM


اولین باران ِ پائیزی بارید ُ من . . هنوز نمی بارم . . هنوز هم رابطه ی بغض هایم با باران تنگاتنگ ست ! و من بوی نم ِ پائیزی را با جان ُ دل پذیرا بودم . . هر چند همراه ِ خوبی برای بارانم نبودم ، اما ممنون که برای ِ دل ِ خسته و رنجورم باریدی ! درمانده ی ابر های کبودت شده بودم و تو بی خیال ِ آسمان ِ نگاهم بودی ُ گذاشتی تا صبرم تمام نشود و آمدی . . امروز بوی زندگی را حس کردم . . هرچند نمی دانستم تلخیش دنیایم را سیاه و تار کرده ست . وگرنه هرگز آن لبخند مسخره را به هنگام متولد شدن بر لب نمی آوردم ! همه تان گریه کردید و من خندیدم ! وای بر من ُ روزگار ِ من



6 مهر 1389 ساعت 10:15 PM


از دنیا و ادماش دلگیرم . .

از تموم ِ این ادمای نامردی که اومدن و گفتن میخوانت و . . دریغ از خواستن از تمام ی خواستن های دروغ و چرک ! از همه چی متنفرم همیشه معتقد بودم که زندگی رو باید کرد !! نه بر عکسش ! اما من دچار شدم . . زندگیم بهم ریخته و آشوبه توی زندگیم چقدر ادما راحت دروغ میگن ؟ راحت قول میدن و قول میگیرن و ازشون بدم میاد ! از همون دروغگو ها بدم میاد ! ادمای پست ِ روزگارن ! آه های بلند بلند و اشکائی که از سر ِ غرور هیچ صدائی ندارن و رنگی . . زندگی م + شکلات . . . میم چقدر کوچیکه ؟ میم تلخی های زندگیه که کوچیکه ! شکلات شیرینی هاست که زیاد و زود گذره ! من میمم + شکلاتم شده ! امیدوارم زودتر فراموشم بشه این تلخی های زندگی . . امیدوارم


هر چی هم می نویسم اروم نمیشم !


5 مهر 1389 ساعت 9:03 PM


همش تو فکر ِ اینم که جادو جمبل و دعا گرفتن یعنی واقعا توی زندگی ادما تاثیر داره ؟!

یعنی این خدائی که میگید همه چی دستشه و هیچ چیزی بدون خواست ِ اون جا به جا نمیشه . . از پس ِ جادوی ِ ناروا میگذره . . .؟! میخوام بدونم ؟ میخوام بدونم حقیقت داره که چشم ِ دیدن ِ منو ندارن این خاله های عوضی ؟!



پیوست -: سید تماس گرفت و جریان ِ شیرینی ما رو به ناکجا آباد ِ کلمات برد و برگردوند ! خدا جونم ! تلاشی نمی کنم برای زندگیم ! خسته م


پیوست پریم -: مامان سکته نکنه خوبه ! ددی که واگذارشون کرد به خدا . . خانوم تپلی هم کلی سعی کرد مثلا دلداری بده هرچند . . بیشتر عصبی م میکرد


4 مهر 1389 ساعت 11:19 PM

خدا جونم . . . خدای من

ممنونم . . جواب تمام این همه بدبختیارو دادی

عاشقتم . . مامان و بابائی نشستن که با هم حرف بزنیم . . حرف زدیم . .

اونا بهم گفتن که امتحانم کردن اونا بهم گفتن که میخواستن برام ی تجربه ی خیلی بزرگ باشه و من در آینده و روزی که خدائی نکرده اونا نیستن . . من بتونم خودم و به تنهائی از پس تمام ِ مشکلاتم بر بیام ! خدایا هزاران بار شکرت میکنم ! که جواب اونا هم منفی بود مثل خودم . . خدای من دیوونتم خیلی خوبی . . خیلی


~> رمز پست ِ پائین اگر کسی خواست بخونه baran



4 مهر 1389 ساعت 11:16 PM



ی لاک ِ خوشرنگ پیدا کردم عاشقشم ! اما هر جا میگردم پیدا نمیکنم !

انگار اصن از سر ِ این لاک ِ نیست !

عکساشو میزارم روی ناخنم !! ببین چه بد شکسته ناخنام ؟!



l5udrr9vqb4uuhy6kp6q.jpg


و لینک دیگر !!


st7x34zshn3gmhirz6cn.jpg



4 مهر 1389 ساعت 9:22 PM
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
4 مهر 1389 ساعت 8:16 PM

سکانس اول -:


ی بابا تُفی داریم که این گندمی ی موقع هائی هواشو میکنه !

به قول ِ پوری جنیفر سفیـــد

به قول ِ خودم همون تُف !! به قول ِ گندمی هم دوفی

امروز بعد از اینکه ای خدا این تف بیاد و این گندمی ببینتش و هی غر نزنه !

سر کلاس بودیم ُ (پرده برداری میکنم) از اونجائی که گندمی چرت میزد و بد و بیراه میگفت !!

به من گفت پاشو باهم بریم بیرون !! منم گفتم تو برو میام ٬ اون رفت اما من نرفتم

وقتی اومد بعد نیم ساعتی گفت تف رو دیده !! ولی محل نذاشته و اومده !

گفتم نـــــــــــره ی وخت ؟!

گفت بـــــــــــــــــــره . . . مهم نیست « الان قیافه ی حق به جانبش رو تصور کن !!

بنده هم لبخندی تحویلش دادم گفتم باشه ! خر شدی باز تو


سکانس دوم -:


دو ساعت بعد !!


مرده شور ِ ریختشو ببرن !! سنــــگ دل .. یعنی دو دقیقه نباید وا میستاد

در ۱۰ مین ی بار همینا رو میگفت !

بنده هم کم نیاوردم و هر کاری کرد دلداریش بدم ندادم

خودش گفت خوب بره . . اونم رفت

روز ِ شانس ِ گندمی بود و روز گند من !! گندمی اولش که گوشی و راهیه جوق کرده بود و بنده رو نزدیک ۱ساعت و نیم توی مترو کاشت « پرو پرو اومده میگه وای رکورد زدم !! به ۲ ساعتم میرسه

مدادشو که خیلی دوسی داشت انداخت توی مستراح

برای برگشت هم دست ش موند لای در ِ ون

زنگ زده مامانه ! کولی بازی . . . نزدیک بود بگه امبولانس بگید بیاد منو ببره !

ی کم قرمز شده بود . . جاش در رو دستش مونده بود . . ی کم سر شده بود . .

چیزی نشده بودا ؟! ولی تا شب فک کنم کبود میشه . . . شایدم استخوناش ترک برداشته باشه ! چون ی صداهائی شنیدم البته اولش بغض کردم ولی بعدش گریم نگرفت دیگه ! برای اینکه چیزی که نشده بود ! فقط فک کنم تا فردا باشه شخصا !! نیدونم


2 مهر 1389 ساعت 10:43 PM


دارم به این فکر میکنم که چه دوستای خوبی تونستم پیدا کنم توی دنیای مجازی ،

دارم به pure chocolate م فکر میکنم که نصفشو خوردم و بازم پرو هستم ُ میخوام بخورمش !

دارم به حافظ فکر میکنم که میگه تو به او محتاجی و او به تو مشتاق !!!! 

دارم به فردا فکر میکنم که تیریپ چه رنگی برم یونی ؟!

دارم به رضا و نادیا و ستایش و امرلله و خیرلله فکر میکنم ..

دارم به لاک ِ ناخنم فکر میکنم که باید تجدید بشه . . و به چشم مردم که قبلنا اعتقاد نداشتم !


این مدت که 5 سالی می شه ناخنام بلنده و فقط کوتاهش میکنم نمیگیرمشون !! به این معتقد شدم که ملت میتونن چشم بزنن و چشمشون شور باشه ! شاید این لغتش درست نباشه و سنتی باشه ! اما خب الان حس ِ فکر کردن به اصلش ندارم ! آقا هرکی این ناخنای مارو میبینه یَک حرفای زشتی به ما میزنن !! یکیشو فاکتور میگیرم اما تا میبینن بلنده میگن کار خونه هم میکنی ؟! بنده -: بله اکثرا مخصوصا توی این تعطیلات بنده ظرفارو میشورم !! نه ماشین ظرف شوئی ! غذا هم درست میکنم !! با دست کش یا با دستگاه . . رفته بودم ارایشگاه . . نامزدی پسر عمو بود ! موهامو که شینیون کرد تا خانوم تپلی حاضر بشه نشستم به لاک زدن ! نسرین ارایشگره میگه مصنوعیه د ِ لامصب داری میبینی ناخونامه !! میگه عین ناخون مصنوعی میمونه ! رفتیم عروسی . . ی جوجو اومده میگه موهای خودته ؟! مارک ِ ناخنات چیه میشه بگی منم بگیرم !! این جوجو کلاس 2 ابتدائی بود و این فقط چند نمونش بود ! بهم میگن بابات گیر نمیده ؟! میگم چرا همش بهم میگه چرا مربعیش می کنی ؟! گردش کن یکی از ناخنام به عشق ددی گرده الان ! اونم به خاطر اینکه هر وقت یکی ی چیزی گفت ؟! ی ترکی خورد این بی صاحابا ! بابا مگه من به شماها چی کار دارم که چش ندارین موهامو ناخنامو ببینین !!

از بدبختی ما ی دامن مینی ژوپ نمی تونیم بپوشیم . . . ملت به جای اینکه خودمونو نگاه کنن ! پاها رو نگاه میکنن « دلم سر اینا بیشترم پُره ولی بی خیال

دارم به پادینا فکر میکنم . .

به باران . . . » باران بابا

به پائیز . .

و به شاتوتی ! و آینده و اتفاقاتی که قراره رخ بده !

ی کم عصبی هستم . . . نه خشن نه . . عصبی . . . انگشتام ذهنم رو تایپ میکنن و من هیچ نقشی ندارم . . .

دلم میخواد ی پست خصوصی بذارم اما . . نمیدونم !



2 مهر 1389 ساعت 5:48 PM

خب ی سری تصمیمای جدید برای آینده گرفتم .. که حتما باید عملیشون کنم . . . مطمئنا درسم باید خیلی زود تموم بشه ! تا بتونم به زندگیم ادامه بدم اونجور که دوست دارم !دور ِ بیشتر دوستام خط کشیدم و برای ی دنیای جدیدتر دارم برنامه میچینم . . خب من همیشه موفق بودم جز دوران دبیرستانم با دوستای مزخرفی که داشتم


همین حالا غذائی که بهم سپرده بودن نسوزه جــــــــــــز غاله شد ، اونوقت من موندم کی گفت الان وقته شوهر ِ منه ؟! نه اینو به من بگید ؟!



<<    6      7      8      9      10      11      12      13      14      15    >>