آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
8 آبان 1388 ساعت 7:21 PM

 

+ بخونی بهتره !

1 آبان 1388 ساعت 01:47 AM

 

Stock Image - woman holding 
green apple,  
smiling,  portrait, 
 close-up (focus 
on. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart 

هنگامی که سیبی را با دندان می شـ ـکافی در دل با او بگو:

تخـــ م های تو در تن مـــ ن خواهند زیست ،
و شکــ ـوفه های فردای تو در دل من خواهنـــ د شکفت ،
و عطــ ر تو نفس من خواهد بود ،
و ما با هم در همه فصـــ ل ها شادی خواهیـــ م کرد .


                                    جبران خلیل جبران - پیامبر و دیوانه 

 

1 آبان 1388 ساعت 01:35 AM

 

+ من از انعکاس صدای خویش هم می ترسم. از فریادهای پی در پی این نفسهای خسته. مهر سکوتی بر روی محور قلب فرسوده ام ، تازیانه های گردباد سرنوشتم را به بهانه زورقهای شکسته در بالینم می پندارد و مرا با اوج نیستیهای درونم همگام می سازد. سکوت موازی دردهای کهنه مرا تا قعر بی نوایی های خویش هدایت می کند و من همچون کبوتری بال و پر بسته تشنه یک پروازم . 

5 شهریور 1388 ساعت 6:23 PM

  

الحق که خیلی وقته خودم نیستم ُ خود ِ خودم نمینویسم ! 

خیلی دلم میخواست . . تا حدودی نوشتم 

 

* اینا همش بهانه بود ؟! 

یا همون چیزائی که باید مینوشتم ؟  

 

کامنت دونی این پست باز ِ 

 

 

Stock Photo - test tubes with 
indicator liquids, 
close-up. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

5 شهریور 1388 ساعت 5:32 PM

 

 

پری شب ی نم بارون زد . .  

آسمون حرفا داشت واسه گفتن . .  

باید می شستی ُ میدی . .  

 تا حالا با آسمون حرف زدی ؟ 

من همیشه با آسمون حرف میزدم . . 

دیوونم ؟ نه . . قشنگه  . . 

خیلی وقته باهم گپ نزدی م  

خیلی وقته قشنگ نگاهش نکردم  

اصن من نسبت به ش کمی بی تفاوت شدم 

مشکلاتم ؟ نه همشون شکلاتن

به قول خانوم امینی . . . میم ِ ش رو باید برداری ! 

یادمه میگفتم مشکل زیاد دارم . . 

وقتی واسم تعریف کرد  

از خودم شرمم اومد  

الان چرا از خودم شرمگینم ؟!  

 

 

5 شهریور 1388 ساعت 5:31 PM

 

Stock Photo - emoticon guy, 
confused. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

این روزا خیلی بی حسم . .  

کارائی رو که میخوام انجام بدم نمیتونم . . 

نمیدونم چرا . . من که ارادم خوب بود 

امروز هر چی با خودم کلنجار رفتم . .  

بازم نشد . . بازم نتونستم کارامو انجام بدم . . 

چی کار کنم ؟! 

دو راهی ه ؟  

یعنی موندم توی دوراهی ؟! 

اخه این چه ذهنیه دارم . . 

داره می ترکه !  

  

5 شهریور 1388 ساعت 5:16 PM

 

 Stock Photograph - dont look at me. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart 

خیلی وقته حس غریبی دارم . . 

حس اینکه نمیتونم حرفای دلم رو بنویسم . . 

حس اینکه ی غریبه . . داره نگام میکنه . . 

غریبه ها چقدر زشتن . .  

غریبه یعنی همون کسی که تو دوست نداری بیاد ببینه چه حالی داری 

گریه میکنی که خوشحال شه . . یا میخندی که آرزوی اشک و واست کنه ! 

به قول شیرین باید نوشت . . باید خودم رو پیدا کنم . . 

من داخل کدوم خاک گم شدم . . 

آسمونش آبی بود یادمه . . 

گاهی هم ابری بود . . 

بابائی راس میگه پائیز که میاد دل ادم میگیره ؟ 

اما من عاشق پائیزم . . 

من اصن دختر پائیزم . . 

کی میتونه نفی کنه که من خود پائیزم ؟! 

میدونم هیچ کس . . از آیدا بپرس . . من خود ِ خود ِ پائیز م ! 

همه هم میدونن . . ی پائیز بیشتر وجود نداره . . 

که اونم خود ِ خود ِ خودمم !

5 شهریور 1388 ساعت 4:50 PM

 

می ریزیم

    ریز

ریز

     ریز

چون برف

  که هرگز هیچ کس ندانست

تکه های خودکشی یک ابر است.................


                     " گروس عبدالملکیان "

5 شهریور 1388 ساعت 4:47 PM

 

نمیدونم . . شاید همه چی ازون روزی شروع شد که  

رفتیم خونه دوست بابا . . گفتن میخوان واسه محمد زن بگیرن . . 

من ازین بشر خوشم نمیاد . . یعنی به عنوان ی همسر نمیتونم قبول کنم 

شرایط ش خیلی خوبه . . اما من نمی خوام . . ازونجائی که خیلی مرموزن 

ارونجائی که این پسره ی جوری ه . . پروو تشریف داره . .  

ازونجائی که من به هیچ پسری اجازه نمیدم پاشو از گلیمش دراز تر کنه . . 

سر میز افطار اومد نزدیکای ما نشست . . هر چیم بهش گفتن . .  

راستش من کمی استرس داشتم . . ترس از دوری  . . نرسیدن به . .  

به هر حال هر کسی توی این دنیا واسه خودش آرزو هائی داره . . 

بابا خیلی دوسش داره . . اما . .  

تنها این مورد نبود . . بیشتر بحران ذهنی ه من اینه . . 

که هم زمان ۳ تا خواستگار هجوم آوردن . . اخه اولا که من هنوز سن ازدواجم نی 

بعدشم اینکه خیلی خیلی آمادگی ندارم . . 

بعدشم که اصن قصدشو ندارم . . 

خیلی کوچولو هستم . . 

کلی دلم کبابه . .  

توی این روزا تنها تناقض این ادما منو به قه قه میندازه . .  

آرش . . رحمت الله . . سامان . 

من واقعا نمیدونم مردم چی فک میکنن . . رحمت الله ؟ 

خدای من  این پسره محمد هم که این جور که مامان میگفت . .  

از قبل ی تیکه هائی که مامان انداخته بودن  . .  

از طرف دیگه پسر خال م که دیروز سمیرا و سمانه گفتن اینجانب رو در نظر دارن  

ازونطرف پسر عموم هم که با کاراش واقعا دیوونم کرده مضحک  

من واقعا نمیدونم که چی کار باید بکنم . . 

هم مونا نیس که باهاش حرف بزنم . . هم آناهیتا ! 

انقدی دلم پره . . انقدی بغض نهفته دارم . . 

نمیدونم . . دیروز توی بلاگ صدف شِل دیدم در مورد ازدواج بحثه . . 

داخل بحث شدم اما . . خیلی دلم میخواد ی جورائی از اونجا هم نتیجه هائی بگیرم 

من واقعا نمیدونم . . خیلی گیج شدم .

5 شهریور 1388 ساعت 4:30 PM

 

روزها در درون اتاق آبی َ م نشسته م . .  

آسمان را ز خودم دور و پنهان کرده م . . 

دلم را . . 

سعی میکنم فراموش کنم . . 

خودمو اون روزا رو اون روزائی که واسم سخت گذشت . . 

همه میخوان من گم بشن . . همه کین ؟ 

کی میخواد ؟ نکنه خودِ خودِ خودم ! 

 

23 مرداد 1388 ساعت 00:27 AM

سام .. 

 

امروز همش فکرم مشغول می شد  . .  

 

به همه چی و هیچی و خیلی چی فک کردم . .  

 

امروز سعی می کردم اعتماد به نفس گمشده م رو پیدا کنم . .  

 

گشتم . . از زیر گل و لای درونم ی چیزائی پیدا کردم که خیلی قشنگ بود . .  

 

امروز من از خود ِ خودم . . اعتماد ب نفسم رو باز بینی کردم . .   

 

عجب سعادتی . . خیلی ها این سعادت نصیبشون نمیشه .. اما خوب . .  

 

این جمله رو امروز شنیدم . . و من خودم را پیدا خواهم کرد  

 

این جمله توسط ی دختر کوچولوئی به اسم فیبی بیان شد . .  

 

سالهاس علاقه ی شدیدی به شبکه ی چهار . . شبکه ی سحر دارم . .  

 

این شبکه شاید خیلی چیزا رو بهم یاد داد . .  

 

امروز فیبی در سرزمین عجایب رو نشون داد . .  

 

نشون داد می شه زندگی کرد . . همون طور که تو میخوای . .  

 

ما آدما خودمونو در گیر حسادت ها .. تکرار ها .. عادت های دیگران کردیم . .  

 

ما آدم ها ظرفیت هامون رو فدای تکرار ِ تکرار کردیم . .  

 

من امروز فهمیدم . . من هستــــــم  . .    

 

Stock Photography - rear view mirror. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart 

 

چند وقت پیش تی وی در مورد بیماران اوتیسمی صحبت کرد . .  

 

نشون داد چطور آدم هائی گرفتار چه جور بیماری های خدادادی میشن . .  

 

این روزا توی نت خیلی بیماری های خدادادی برخورد میکنم . .  

 

از خودم متنفر میشم . .  

 

انقدر نا شکرم . .  

 

میدونی . . خداوند بهم تن سالم داده . . اما قدر این بدن رو نمیدونم . .   

 

بعد چی . . خدا ب ی کی درد داده که خیلی خوشکل بازم شکرش میکنه و . .   

 

چقدر این آدما که شاکر خدا هستن و خدای مشکلات و دردن . . دوست داشتنی اند !

 

خدا بهم لطف کرده و من انقدر رو دارم و از روزمره هام گله میکنم . .  

 

البته نه فقط من اونم به این شدت . . من از زندگی که دارم راضیـــــم . .  

 

و هر روز و هزاران بار شکر میکنم . . اما وقتی آدما پیشم حرف می زنن . .  

 

حتی از خودمم نا امید میشم . .  نمیدونم . . ای کاش به اطرافمون قشنگ تر نگاه کنیم . .  

 

ببینیم چی هستیم و دیگران چی هستن و چی می خوایم بشیم . .  

 

 

امروز از اون ته تهای سلولام که می شمردمشون . . فهمیدم هستم . .  

 

مگه نمیدونی ؟  بنده هر شب سلول هامو می شمرم ببینم چقدر کم میشه هر روز  

 

دیدی گفتم توانائیام بالاس  

 

میدونی مشکل من چیه ؟ 

 

ی خورده خودم رو . . خود ِ خودم رو فراموش کردم . .  

 

امروز فهمیدم چه ادمی باید باشم و هستم . .  

 

چی دوست دارم . .  

 

البته نه کامل ِ کامل . . اما خوب . . به هر حال ی چیزائی دست گیرم شد ! 

 

تو چی ؟ هستی ؟ نیستی ؟!  

  

20 مرداد 1388 ساعت 01:55 AM

 

 Stock Image - baby diaper sleep. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart 

 

 

دلم برای خودم تنگ شده .. 

 

چه حس عجیبی  

 

 

پیوست -: بابائی میگه بچه بودی هر وقت قهر میکردی اینجروی میشدی  

 

<<    1      2      3      4      5      6    >>