پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

همایش نقد فیلم سنگساز ثریا م بود  

نتونستم برم اما بچه ها میگفتن جالب بوده 

گفتن اگه بچه ها بخوان یونی فیلم رو برامون میزاره !! 

ذوق کردیم  

روز بدی نبود قهوه چسبید ! 

 

* ای کاش میشد از ذهنم عکس برداری میکردم ۵۰۷۴۵ 

 

4 اسفند 1388 ساعت 10:25 PM

 

خیلی خستم  

این دوروز تمام سیستم زندگیم ریخته بهم ! 

از طرفی پا درد اشکمو دراورده ! رگای بدنم بدجور گرفته ! 

از طرفی هم انتخاب واحدم خیلی داغونه و هیچ جوره نمیتونم مشکلاتم و حل کنم ! 

استادای جدید ُ هر کسی ی چیزی بگه ُ 

دارم دیوونه میشم امروز رفتیم سر کلاس دکتر امینی ! 

گفت بهتون واحد بدم میندازمتون ها ؟!!!! اگرم امروز نیاید حذفید ! 

رفتیم . . . نمیدونم من که بدم نیومد اما نصی ۱ نمره منفی گرفت ! 

میگه نمیام از طرفی ی سری میگن خوبه استاده ! 

نمیدونم واقعا چی کار میتونم بکنم ! 

خیلی خیلی خستم ! 

از طرفیم انی ادا در میاره ! 

حوصله هیچی ندارم ! از خودمم بیزارم ! 

احوالات من تو این چند روز  

3 اسفند 1388 ساعت 8:49 PM

 

من برگشتم . .  

 

با خستگی فراوان ! 

 

17 بهمن 1388 ساعت 9:31 PM

 

سام . .  

 

دارم بارو بندیلم و میبندم که برم سفر . .  

سفر عشق . . . 

دارم میزنم به صحرا . . .  

به کوه . . . دشت !
جائی که وقتی اراده ی رفتن میکنی . . 

باید قید حتی جونتم بزنی ! 

شاید دیگه برگشتی وجود نداشته باشه ! 

شاید دیگه نباشی . .  

چه قشنگه که اگه قراره بری ؟!
توی اون خاک بری و دیگه بر نگردی ! 

چه قشنگه اگه قراره آسمون رو به چشات نبینی . .  

آسمون کربلا رو به چشات دیده باشی ُ همونجا چشاتو ببندی ! 

ی روزی بهم گفتن تو نیاز به این سفر نداری ؟! 

دلم خیلی گرفت . . مگه میشه آدمی نیاز به تاریخ نداشته باشه ! 

به خدا . . دیدن ظلم و ستم قشنگ نیس اما شاید درس گرفتنش قشنگ باشه  

که اگه ی روزی روی زمین زیر ِ همین آسمون ظلمی در حق فرزند آدم شد !! 

تو ظلم نکن ! تو خوب باش ُ خوبی رو رواج بده ! 

از الآن تصمیم نمیگیرم که برگشتم آدم نمیشم یا میشم ! 

اما سعی میکنم ~> 

 

خوب ببینم ! تمام لحظه های بی کسی ادمای گذشته رو 

خوب بشنوم تمام زجه ها و گریه ها رو  

سعی میکنم بفهمم عاشورا چی بود ُ چی شد ؟! 

کربلا کجا بود ُ چی شد ؟! 

خدا کجاست ُ نیست ! 

سعی میکنم ببینم بشنوم . . . و شایدم بنویسم ! 

دلم میخواد سبک بشم ! 

دلم میخواد پرواز کنم ! آروم بشم ! 

این روزا خبرای خوشی از عراق به گوش نمیرسه ! 

هر کی میشنوه میگه نرو . .  

اما دست ِ خودم نیست ! 

زمان ِ ترس هم نیست ! 

روحم رفته !! دارم میرم بیارمش !  

احتمال زیاد اربعین هم اونجا هستم ! 

 

اومدم برای خداحافظی ! خوبی بدی ؟!!! حلالم کنید !

 

دعاگوی همگی شما ~> بانو تمشکی  

 

7 بهمن 1388 ساعت 10:30 PM

 

امتحانای کوفتی تموم شد ! 

برنامه ی ترم جدید میچینیم ! 

هرچی استاد آسونه میخوام بردارم ! 

معدلم رو کیلومتری بکشم بالا !
این ترم ی کم درگیری زیاد دارم نمیتونم درست حسابی درس بخونم بنابراین  

واحدای آسون با استادای آسون بر میدارم ! 

فعلا که ی چیزائی چیدم . . .  

منتظر کمک آنی هستم که شب یاری رسانی میکنه ! 

اونقده خوفه ! 

میخوام بین اون چند تا درس آسون . . . درس خفن بردارم ! 

مثل نوسازی و دگرگونی سیاسی ! استادش خیلی باحاله ! 

دلم خیلی میخواد تئوری های انقلاب هم بردارم اما از امتحانش می ترسم استاد خیلی خیلی خیلی خفنی ه ! که خیلی بارش میشه ! 

بعد ؟! نمیدونم فقط اومدم وراجی کنم ! 

 

* از دوستان عزیزم هم عذر میخوام که چند وقتیه نیستم و سری نمی زنم ! 

  

4 بهمن 1388 ساعت 9:38 PM

امتحان دادم عین مُردنی ها اومدم بیرون !  

انقدی خستم ! بدنمم درد میکنه ٬ شبم دیر خوابیدم صبحم زود بیدار شدم 

خستــــــــم دیگـــــــه گیر میدیااااااا <~ مدل پریائی بود  

گند زدم به هر چی امتحانه . . . فقط قبول میشه اگه خدا بخواد ! 

نظری هم ندارم ! اصرار نکنید ! 

 

با آنی حرف زدم و ناراحتم ! 

شاید گاهی وقتا خودمم نمیدونم توی زندگیم چی میخوام  

از خودم خانواده و . . . !!! 

به هر حال منم خدائی دارم که شاهد تموم لحظه هامه !  

 

* سیاست رو هم بدم تمومه ٬‌شنبه .. 

شاید فردا برم کتابخونه مهمان داریم ! 

 

* بارون اومد . . . چقدر دوست داشتنی بود ! 

دلم بی نهایت برف میخواد ! 

کرج هواش بی نهایت معرکه بود !  

1 بهمن 1388 ساعت 7:48 PM

 

از امتحان بر میگردم . . .  

دیشب با اینکه مهمان داشتیم . . . و درس نخوندم . . .  

تا ۲ بیدار موندم و جزوه رو خوندم . . . صبحم خواب موندم ! 

رفتم سر جلسه . . . خوب بود . . . باورم نمیشه . . . ۳ روز جنون واسه این سوالا ؟! 

واقعا که . . . فردا ۲ تا امتحان دارم ۵ واحد !!
امیدوارم ی چیزی بشه !! 

خوب !!!!!!!! 

 

واکسن زدم واسه سفر !! مگه نگفتم ؟! 

بازم اسمم درومده کربلا !!
ثبت نام کردم واسه ی بین دو ترمم !
حالا هم باید کارامو انجام بدم ! 

 

جیگرتونو ! بوس 

 

30 دی 1388 ساعت 1:23 PM

 

یکی از نمره هام اومد ! ۱۵.۵ » روش تحقیق

 

حقوق اداری هم میوفتم !! 

 

اشکی پشت چشامه که دیوونم میکنه !! 

 اونقدر خستم !! که حد نداره ! 

از شانس که امتحانای سخت دارم مهمان هم داریم تو این چند روز  

کلا شانس ندارم ! 

برام خیلی دعا کنید ! واحدام این ترم شدیدا سنگین ه ! 

همش به خودم لعنت میفرستم با این انتخاب واحدم !  

 

29 دی 1388 ساعت 4:23 PM

 

 

هیچ حسی جز اینکه دونه دونه امتحاناتم رو دارم م ی ر ی ن م ندارم !   

 

27 دی 1388 ساعت 2:44 PM

   

happy new christmas

  

 

 

 

سام !

 

*  کریسمس و سال ۲۰۱۰ میلادی بر همگی مبارک !!!! 

حیف با بارون شروع شد ُ برفی در کار ایران نبود ! ولی به هر حال ! 

مثل همیشه میشه سر کرد !   

 

* سیاست و حکومت در خاورمیانه میخونم !  

دریغ از ۲ کلمه اگر اینجانب چیزی حالیم شده باشه ! 

تنها به امید دست و قلم مبارک استاد میرویم سر جلسه ی کوفتی امتَحان !  

۳۰ دی ۱ امتحان و ۱ بهمن ۲ امتحان پشت سر هم دارم ! 

البته من توانائیم خیلی بالاس  

شکْ نکنید ! به قول آقای جلالی راد که می فرمایند 

این استاد هیچ کسی رو نمی ندازه !! حالا ما هی میگیم این استاد نمیندازه اون نمیندازه ! 

اخرم میبینیم مشروط شدیم !! کلا ایشون مهندسن ! کلا ایشون درس نمیخونن ! 

کلا ایشون نوعی مرض دارن که بیان سر جلسه و کل برگه ی مبارکشون رو با تقلب و التماس پُر کنند ! 

میشه !! تقلب هم جنبه میخواد که این آقایون در کل ندارن ! 

خانوم ها هم توانائیشو ندارن ! البته موارد نادری هم وجود داره که بیخیال ! . .  

 

کماکان در شُرُفِ کوفوندن کتاب بر سرِ مُبارکمان هستیم ! 

شما صداشو در نیارید !! 

مُتُشکرم ! 

 

11 دی 1388 ساعت 3:38 PM

 

در فرجه به سر می بریم !

یعنی الآن من توی فرجه هستم !  

 

کلی برنامه ریزی کردم که این 10 روز فرجه رو ببلعم !!  

یعنی معدلم این ترم باید بیاد بالا !  

یعنی معدلم این ترم میاد بالا !!      <<~ نوعی خود تحویل گیری و اعتماد ب نفس کاذب 

 

۱۹ واحد کاملا تخصصی که تا حالا هیچ کدام را نخواندم !!!! 

و اینکه هر درس هزار ماشاا... ۳٬۴ تا کتاب گردن کلفت ناموسی آویزونش ! 

بعد جالب اینجاس بنده ترم ۳ هستم . . . اما هر چی درس برای ترم ۸ ٬ ۶ ٬ ۵ بوده رو برداشتم ! ببین هی نصی میگه اعتماد ب نفس خوبی داری ها ! من خودم باور ندارم ! 

شکسته نفسی میکنم البته ! شما ب دل نگیرید !  

 

* بیمارستان بودم ایضا ! 

* اتاق ِ آبی َ کم رو تمیز کردم ایضا . .  

* برنامه ریزی تحصیلی کردم ایضا تر ! 

* آنی از حبس ِ وزارت ِ اسمشو نبر آزاد شد ! تازشم میگفت کلی فرستادن اوین ! 

* اوین خیلی وقته دانشجو می پذیرد ! 

حالا هی من بگم شما بگید نه !  

اصن کی حرف زده ؟! ما برای ثبات پایه های نظام هر کاری میکنیم !  

هر چی آقا بگه !

مرگ بر هر چی بلاد ِ کفر ِ  

مرگ بر منافق ! 

سیاسی فحش بدید ! بلد نیستید دیگه ! 

حالا کلاس میزارم اینجا !   

 

10 دی 1388 ساعت 4:32 PM
<<    4      5      6      7      8      9      10      11      12      13    >>