یعنی این گندم رو توی بانک استخدام کنن خیلی خوبه ! برای مثال رفتیم زودتر که کارای بانکی و کتاب بگیریم ! من گفتم میرم کتاب بگیرم خانوم رفتن بانک ! از توی مترو عزا گرفت که من اینا رو چی کار کنم ! ی اصل اساسی هست که میگه با فحش ناموسی بچه هوشش شکوفا میشه ! بنده استفاده کردم
چشتون روز بد نبینه ! کتابارو که داشتم می خریدم مسیج اومد من ی گند کوچولو زدم !! رفتم بانک میبینم قرمز شده و تیریپ بغض داره بچم ! میگم چیه میگی هیچی از عابرم میخوام پول بریزم .. دوبار از عابرم الان استفاده کردم نمیشه که ؟ میشه ؟!
گندمی مادر چه ربطی داره از حساب برداشت میکنی ! اچکال نداره مادر بیخی ! اقا نوبت ما شد
اقاهه اسم و فامیل منو صدا زد ! اون همه کتاب و کیف و اینا رو پرت کردم رو صندلی د ِ بدو سمت ِ آقاهه ! میگه رمز بزن ! وای ی ی ی توی اون شولوغی جابه جا زدم ! گندمی هم هی رمز خودشو میگه ! میگه کارتت و بده ! میگم کارت چی میخوای ؟!
یارو ی کم نگاه کرد ؟! گفتم الان میام
رمز اشتباهه و اینا مال من انجام شد بعد کلی تایم
نوبت به گندمی شد !! ی ذره منو نگاه کرد !! گفت خانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم اینجا بانک ِ ملی ِ . . عینهو خود ِ گیجا میگم خوب ؟! میگه این کــــــــــــــــــــــارت پارسیانه !!
گفتم !! جدی ؟ چه جالب !!
خاک تو سرت گندم
بعد از کلی تشکر دودر کردیم !! کلا مدارک که کامل نبود و هی میگفت تکمیل کنین ! و این حرفا کارتا هم که اونجوری ! باز شانس من کارم انجام شد و گندمی ؟!
عزیزم ، ی پدر ژپتو داریم !! مامان !! انقدی جیگره !! نظام سیاسی درس میدن ایشون بد از کلی منت که من کارشناسی نمیخواستم کلاس گفته بودم برام ارشد کلاس بزارن !! این جلسه مهربونتر بود ! البته بعد از اون شکایت های جلسه ی پیشمون ! تا من با گندم حرف میزدم میگفت چیزی شده ؟ جا موندی ؟ نفهمیدی ؟ بگم ؟!
جــان جـــان ! بیا هیشکیم تحویل نمیگیره مارو یکی مثه توئیتی !! پدر ژپتو . . ای بابا !! شانس ما ترکیده !
منو گندم و طنین ی پیتزا آمِریکانا گرفتیم با سیب زمینی !! ۱ پر شم موند تازه 

آقا فرداش که یک شنبه بود و اینجانب ولیعصر با لی لی خانوم قرار داشتم ! . . وقتی از تخت می خواستم بلند شم دیدم وای . . نمیتونم پام .. گلوم ! بغضی بودم کلا
به سختی پاشدم و روونه ی یونی شدم و توی راه به لی لی مسیج زدم که ببخشید
موهام خیلی جیزگر شده ! هنوز میک آپ نکردم اما همینجوری شم بنده بله !!!
بریم قرامونو تحلیه کنیم و از نو هفته ی دیگس واسه پسر عمو شارژ بشیم 
اهداف ِ بزرگ بزرگ در سر دارم . . فکر کنم با وجود ِ این استاد توی این ترم ی به چیزی که میخوام برسم ! 
زندگی م + شکلات . . . میم چقدر کوچیکه ؟ میم تلخی های زندگیه که کوچیکه ! شکلات شیرینی هاست که زیاد و زود گذره !
من میمم + شکلاتم شده ! 

یکیشو فاکتور میگیرم اما تا میبینن بلنده میگن کار خونه هم میکنی ؟! بنده -: بله اکثرا مخصوصا توی این تعطیلات بنده ظرفارو میشورم !! نه ماشین ظرف شوئی ! غذا هم درست میکنم !! با دست کش یا با دستگاه . . رفته بودم ارایشگاه . . نامزدی پسر عمو بود ! موهامو که شینیون کرد تا خانوم تپلی حاضر بشه نشستم به لاک زدن ! نسرین ارایشگره میگه مصنوعیه
« دلم سر اینا بیشترم پُره ولی بی خیال
