دست به دست ِ باران میدهم !
تا با هــــم ببـــاریم !!
پیوست -: نظر دهی پُست ِ قبلی . .
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
۱۱۵ فیلم ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲!
مجموعه ای از جذاب ترین و پرفروشترین فیلمهای روز دنیا!هر فیلم 135 تومان! |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دست به دست ِ باران میدهم !
تا با هــــم ببـــاریم !!
پیوست -: نظر دهی پُست ِ قبلی . .
سام .
خوبم ! تو فاز ِبی خیالی !!
امروز کلاس نرفتم !!
الهی میخواست نمره پایان ترم بده !
درس بپرسه !
منم چقدر خونده بودم اما حال رفتن نداشتم !
چشام وانمیشه !
خوب از ۵ شنبه و شنبه بگم که عقد پسر عموهه و نامزدی دختر عموهه بود !
عقد پسر عموهه دیر شد از یونی اومدم رفتم دوش گرفتم رفتم آرایشگاه ٬
انقده موهام ناز شد جمع و باز درست کردم خیلی ناز شد !
ی میک آپ م ناز شصت خودم خفن شد ! لاک زرشکی هم زدم !!
مامان !!!!
ولی یهو برقا رفت و بنده نشسته بودم غاز می چروندم !
رفتیم هر کی ی چیزی بهم گفت
یکی میگفت از عروس عروس تری !
یکی میگفت خیلی ی ی خوشکل شدی !
هر چند ما مثه همیشه بودیم
اینا ادم ندیده بودن !
لباسمم سفید بود خیلی جیگر بود !
زن عموهه نرسیده داد میزد برو اهنگ اخره ! نه اینکه خودش میخواست بره وسط قر بده !!
بلند شد منو برد خودش دنس و رفت و اومد
مامان ما هم اومد وسط !! زن عمو بزرگه که وسط بود سوت میزد !!
خلاصه جاری ها خود کشی می کردن و خواهر شوهرا چپ چپ نگاه میکردن
منو نسیم که مرده بودیم از خنده !
دیگه میوزیک رپ شد همه رفتن کنار مارو انداختن وسط !
اون وسط فقط منو نسیم بودیم
دیگه با اون پاشنه های ۷ سانتی بنده رپ می رفتم ! دیدنی !
کلی خندیدیم ! تموم که شد رفتم به همه سلام کردم !
به من افتخار کنید الآن !!
فرداشم ی خورده درس خوندم سیاست تطبیقی !
شنبه هم رفتیم آرایشگاه !
بازم جمع و باز ! فشن درست کرد و همه میگفتن کلاه گیسی گذاشته !!
ملت فرق مو با کلاه گیسی رو نمیدونن این میشه !
مگه میشه موی ادم اینجوری بلند شه !!! منم گفتم خوب درد !! شده دیگه ! کوری مگه ! والا !
لباسم بنفش بود ! لاک بنفشم زدم ! سایه بنفش ! خیلی باحال شده بودم !
ی میک آپ ِ خفنم کردم !! توی سالن واسه خودم رژه می رفتم !
نسیمم خیلی ناز شده بود ! صورتی ناز ! 
ولی حیف اخرش دعوا شد !
شوهر نسیم از اون خانواده های مومن افراطی مسخره بودن !
بچم رقصیده بود دعوا کردن که چرا رقصیده !!
انقد دلم براش سوخت ! که نگو !
البته خوب خودش انتخاب کرده بود !
ادما خودشون میخوان که این میشه !
هی بغضی شدم براش و هی . . . .
ولی ما دختر عموها کلی براش شلوغ کردیم ! حتی ی میوزیک هم اجازه نداده بودن بزاره
با اینکه مجلس مال نسیم اینا بود !
واقعا چقدر ادما میتونن امل !!!!!!!! باشن ؟!
فکر کن انقدر مومن همین که نسیم وارد شد خواهر شوهرش زد رو میز و شروع کرد به قول خودشون اهنگ غیر مجاز میخوندن !!!!
ماهمه مونده بودیم !! واقعا جریان چیه !! بالارو نگاه کنیم یا پائین !!
از همین چیزاس که ادم متنفر میشه !
ر ی د ه میشه تو اسم هر چی مونی و . . .
پسره رفته با رفیقاش رقصیده ! بعدش به نسیم گفته من نتونستم بپیچونم دوستامو !
تو چرا رقصیدی ! جالب اینجاس برگشته گفته میخوام امام زمان تو مجلسم باشه 
اخه یکی نیست بگه جوجه !چرا زر میزنی !!!!! ادم حالش بهم میخوره ازین افکار مزخرف و اعمال !!
هیچی دیگه الان اگه دیدی اینارو تعریف کردم از روی اینه که هیچی تو ذهنم نیست و فقط دارم هذیون میگم!
فدای شما !
این روزها هــــ وا ٬ هوای توست !
دستانت را باز کن !
نیاز به هدایتت دارم !
خیلی وقت ست هوای َم ســـ رد ِ سرد است
و گـــ رم نمیشود بازوان ِ خسته م !
« از بلاگ نوشی و جوجه هاش »
با عصبانیت به ورق پاره های مدل نقاشی جدیدی که واسه آلوشا خریده بودم نگاه کردم و با ناراحتی گفتم: «اینه دیگه؟ آره؟ من واسه تو کتاب نخرم دیگه؟ اگه قرار باشه تو خونه ما هر کتاب فقط یه هفته عمر کنه و بعدش پاره پاره بشه، همون بهتر که من هیچی برات نخرم و تو هم هیچی نداشته باشی!» که آلوشا حق به جانب نگام کرد و گفت: «بله، همینه دیگه... وقتی مامانا واسه بچه هاشون کتاب میخرن اما پازل نمیخرن، بچه ها مجبورن از کتاباشون پازل بسازن... همینه دیگه!»
* دوست داشتم امشب ماهم بنفش باشه !!
مشکلیه ؟!
* از درسا و زندگی خیلی عقبم !! از چی عقب نیستی ؟!
* باید خودت باشی !! هستی ؟!
* ما با تل هی می حرفم , ددی هی میگه بله ؟!
* کلاسورم ی خورده مرتب شد !! ی سری شم دست بچه هاس تا بیاد دیگه تکمیله !
* گندم بلاخره نتش راه افتاد !
* ی سری لینکا رو نزاشتم ! هنوز !
* ی کم ذهنم مشغوله !
* ی کم دلم میخواد گریه کنم !
* امروز فهمیدم عـــــــ اشق ِ پری جونمم !! ( خالم )
* به احتمال ِ زیاد ی کودتا تو فامیل پیش میاد !! چون امروز خونه پری رفتم خونه خاله ثری نرفتم !
* گندمی کی بریم نمایشگاه کتاب ؟!؟!؟!؟!
* گندمی خبرت بنویس ببینیم چه آشی در میاد !!
* دلم هرگز نمیخواد کامنت دونیم باز باشه واسه این پستم !!
* خیلی چیزا دلم میخواد بنویسم !! اما . . .
* کلا دلم میخواد امشبم همش بنفش باشه !! مشکلیه ؟!
اشک دور ِ چشمانم را میگیرد ،
خالی می شوم از هر واژه ای . .
فشارم روی ۲۲ بود !
از دکی میام !
حالم خیلی بده !
عصبی م ! از دنیا
از جنسیتم ٬
از مـــ ردا !
این بار هم که
تاول پاهایم خشک شود
دوباره راه می افتم
دوباره عاشقت می شوم
دوباره گم می شوم
+ باران هم که ببارد و بوی بهار نارنج باران خورده تمام فضای بودن را پر کند،واقعیت همین دست های سرد و خالیه من است که دردهایش بر تنم تاب میخورد و پیله ی تنهایی بر کویر خشک اندامم تنیده می شود به جای بازوان مردانه ی تو.باران هم که ببارد و تمام فلسفه های ذهن بیمار من هم که نا بکشد،باز هم واقعیت این سرطان بد خیم تنهایی است که هر روز در من رشد می کند و من رو به مرگ ترانه میسرایم... واقعیت منم،چه باران ببارد چه نبارد کسی در من میبارد و از تاریکی میترسد و می نالد....آی مرد!پس کی فانوسی به این تاریکی میزایی و از ترس رهایی ام می بخشی...کی؟
~>> کاش صدای تلخ ِ مِهـــــ ر را یاد آورم نمیشدی !
چشم هایم می سوزند ٬
قلبم میزند ٬ هر چه بیشتـــ ر بهتــــ ر ٬
صـــ دای ویراژش را می شنوم بر درون ِ سینه م
پلک هایم بر هم میخورند روزی چند بـــــــــ ار !!!
انگشت هایم تنها فشار می آورند بر دکمه های این صفحه ی تار !
سرم می چرخد ناخود آگاه ٬
دلــــ م برای رخت خوابم تنگــــ است !
من ~>>