تمشک وارد می شود !!
چند روزیست پی ِ الواطی خود به همراه ِ قلمان (دو قلویمان نسیم) که چند روزیست در منزل ما سکنی کرده ست می باشیم !! با هم میگوئیم و میخندیم ُ تا خود ِ خود ۶ صبح چشم هایمان همچون جغد باز است !! ۶ ساعتی می خوابیم ُ همین دیگر !!
دیشب پارک بودیم . . . دو شب پیش لواسانات در آن هوای خوش در کنار عمو ها و دختر عمو ها . . . بسی خوش گذراندیم !! از افطاری بگیــــــر تا دوچرخه سواری در خیابان ُ تشویق های شبانه ُ جیغ ُ گف ُ دست ُ اینها تا کرم ریزی به عمو ها و باخت استقلال ُ دمغی عمو جانو کرم ریزی دختر عموها ُ جدول حل کردن با پسر عمو جان ُ همسرش تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا جینگولک بازی در خیابان ُ قرو این حرفا . . . !!
می گذرد !! بد نیست !! آن استرس های قدیمی کم شده ست ُ اکنون خوبیم !! نسیم به حمام رفت ُ اینجانب پای پی سی به هر حال نشستم !!
برنامه هائی تا اخر ِ هفته هم داریم ُ امیدواریم خوش بگذرد !!
