درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
30 تیر 1389 ساعت 00:10 AM

 * ترجیح میدم نخونیش ! هر طور میل شماست !‌

 

امروز همش دارم به این فکـــر میکنم کـــ‌ ه نوشته های من حرف ِ دلم نیست . 

اما همه فکر کردن حرف ِ دلمه و من عاشق هستم و شکست خورده م و . . .  

مهم نیست عاشقم یا نیستم ! 

مهم اینه از وقتی یونی تموم شده من فقط سعی کردم بنویسم و ی سبک خاص رو تجربه کنم ! 

خُب تجربه کردم که همه به ذهنشون خطور کرد کـــ ه خبــــریه . . 

مشکل از من و نوشته های منه ٬ از اون روز کذائی ۷ تیر که به تمام ارزو که نمیتونم بگم . . . ولی به تمام رویاهائی که توی ذهنم پرورش داده بودم رسیدم ! و از خدا ممنونم ! 

روز لذت بخشی برام بود 

این روزا دلگیرم . . . من نه نیاز به همسری دارم و نه نیاز به عشق !! 

من همیشه تونستم زندگیمو به بهتـــرین شکل بسازم ! بـــ ه حدی کـــ‌ ه اطرافیانم دوستم داشته باشند . . . توی دانشگاه من با گندم مَچ شدم و ی دوستی دو نفره ی فوق العاده ای رو تشکیل دادیم که خیلی ها حسرت وارد شدن و شکستن ِ دونفری بودن مارو دارن ! از خدا ممنونم به خاطر تمام لحظه ی شادی که این روزا دارم ! مسبب همش خودم هستم اینو خوب درک میکنم اما برای نفس کشیدنم ممنونم ! مهدی Smile to me  ی حرف خیلی قشنگ بهم زد که ازون روز دیدم خیلی تغییر کرده ! منتظر نیست گناه کنی تا مجازاتت کنه ٬ به خاطر اشتباهاتت فصتای خوبتو نمی گیره . . . خنده رو دوست دارم . . .  « خدا

من عاشق ِ این جمله ها هستم !هر کدومش به نوعی دیدم رو تغییر داد ! شاید برای خیلی ها دو تا جمله ی ساده و معمولی باشه اما برای من که دید دیگه ای داشتم و همش به اسمون نگاه میکنم که نکنه ازم بدش بیاد !  خیلی قشنگ بود ! حالا میخوام قشنگ تر زندگی کنم ! من عاشق نیستم !! من تنها تحت ِ تاثیر ادمای اطرافم ! و همه چیزائی که توی ذهنم منو درگیر میکنه هستم ! 

« من دختری هستم با بغض های بلند بالا ٬ که قامتی دارند تا قله ی هیمالیا و هر وقت حرفی از همان خدای اسمان ها به میان می اورم ! بغضم چندین برابر میشود ! من درگیر تمام ذهنیت های پوچ ِ خود هستم که مرا می ازارد ! و به جای گریه . . . تنها میخندم ! و همه ی ادمها می گویند غمی هم داری که میخندی ! 

همه غم دارند و من هم غمی دارم ! هر چند غم نمی دانم !!!  

من همان دختر ِ خسته ی آسمان هستم که امروز دوستم یاد اورم می شود که روزی شعـــــارم | دل خوش ِ عشق ِ شما نیستم ای اهل ِ زمین ٬ به خدا معشوق ِ من بالائیست | چقدر می خندم وقتی روزی چ بودم و حالا پوچم از بودن ِ خود ! 

مردمت با من چه کردند ؟ روزی برای خود اندیشه ها داشتم و اکنون خم شده م ! روزی امدم نوشتم پیر شدم ! هیچ کس نفهمید . . . که من چرا پیر شدم ! همه خندیدند و رفتند !  

من ازین که روزی دوستی نداشته باشم می ترسم !! ولی عاشق ِ تنهائی هستم که یک لحظه هم دوام نمی اورم !! من خسته ی خسته ی خسته ای هستم ! من همان دختری که با زانو در یک شب بارانی به زمین چسبیده است هستم ! من همانم که نقابی بر صورتم چسبانده م و همه را فریب می دهم ! » 

 حالا کسی به خستگی های من پی برد ؟ نه !! این یک درصد از تمام حرفا و بغضای من بود  

 

دوست دارم هرچی کامنت دونی و ارسال نظر و . . . . ببندم ! ولی نمیشه ! 

ازین که کسی بیاد بگه بیخیال ! غم دنیا رو نخور بدم میاد ! ازینکه کسی نتونه یک قطره اشکم رو بفهمه بیزارم ! ازینکه هیچ کس نیست که قطره ی اشکم رو ببینه بیزارم ! اره میدونم خدا هست ! قطره ی اشکم رو میبینه ! و .. و .. و. . . چقدر دیگه افسردگی هارو بپوشونم !!  

کاش ی روزی بیاد ک من بغضامو بدم دست باد !‌پرواز کنم و آسمانم را به آغوشم بکشم و هر دو بباریم ! 

 

* دلم برای پاکی اون روزا تنگ شده !!