Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
24 تیر 1389 ساعت 4:35 PM

 

 

دست هایـــم را بگیـــر 

آسمان هم صبـــ ری دارد  ٬

همیشه در این اندیشـــ ه م  

کـــ ه می شود تــو را در آغوش گرفت ؟! 

آنــوقت | من | مـــی شدم 

تنهـ ا دختــ ری کــ ه خدایـ ش را در آغـ وش گرفـ ت ! 

آری جسارت می کنــــ م ! 

دستم را بالا تر از دست های دیگــــر می گیــــرم ٬ 

من تمنای دستان ِ چون توئی را دارم ٬

تا بگیـــرم و به آغــوشت بیایــم . .  

مگـــــر غیـر این است که من معشوقـــ ه ی تو هستم ؟ 

آری من ٬ اکنــ ون آغـوش ِ گـرم ِ تورا می خواهـم !!