23 تیر 1389 ساعت 5:06 PM
این روزا مــــی شه که خوب باشه !
من باید بخوام !! که دارم سعیم رو میکنم کـــ ه بخوام !
تصمیم گرفتم بــــرم باشگاه به پیشنهاد خواهری !
تصمیم گرفتم فعلا زبان برم توی تابستون !
فعلا همینا ! باید دید عملیش میکنم یا نه !!/؟
× این روزا تمام تلاشمو میکنم از کول ِ مامان ٬ بابا برم بالا و سعی کنــــم به روزای عادی بر گردمم !
× مادر جون شهر بانو ی ِ روشن فکر دیروز اومد اینجا و منو از خواب بیدار کرد و . . .
این مادر جون زندگیش داستان داره !! خانواده بهم میگن دست به قلم خوبی داری روزهای مادر جونو کتاب کن !! ولی هم عکسش هم اسمش روی جلد کتاب معـــرکه س !! 
پیوست -: فعلا این قالب باشد تا بعد ی طرحی بریزم ی قالب سفارش بدم
پیوست پریم -: سر دردی عجیب منو داره دیوونه میکنه ! اوووف !


