11 دی 1388 ساعت 00:02 AM
ای صــــــبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
زار و بیــمار غمم راحتـــــــ جانی به من آر
قلب بی حاصل ما را بزن اکسیـــــــــر مُراد
یعنی از خاک در دوست نشانی به من آر
در کمینگاه نظــــــر با دل خویشم جنگست
زابرو و غـــــــمزه ی او تیـر کمانی به من آر
من ~>>
* سه ساعت نشد که درس بخونم . . . قیافم عینهو این بچه کنکوریا شده !
