سام . .
امروز ؟! نمیدونم خوب بود یا بد ! اما هر چی بود خیلی خسته شدم . .
این روزا سیاسی بودن رو بیشتر لمس میکنم تا روزای دیگه . .
همیشه فکر میکردم بچه هائی که سیاست نمی خونن مثل فنی ها خیلی خیلی بیشتر
سیاسی هستن . . اما الان که فکر میکنم میبینم که مائی که سیاست رو میخونیم
اصولی می خونیم اما بچه های فنی داغی ِ سیاست رو جذب می کنن !
اما انگیزشون خیلی بیشتر از خود سیاسیون ِ
خاورمیانه داشتم . . کلاس خاورمیانه رو خیلی دوست دارم . .
استادمون مدیر گروهمونم هست . . خیلی ماه و گذر زمان توی این کلاس پوچ !
هر چند ی درس ِ آزاد !
دعوت شدم به ایجاد ی سمینار در حد ی پایان نامه . . که هم از نظر پایان نامه در آینده به دردم میخوره هم موضوعی . .
الان نمیگم تا همه چیش جور شه ! و بعد ! باز هم ناز ِ شست ِ صبری !
امیدوارم عالی بشه !
خیلی خیلی خستم . .
نای هیچی جز خواب و ندارم . . اها با مونا برگشتم خونه کلی حرف زدیم و بستنی خوردیم ُ حرف زدیم ! بچه ی مردم ُ هم چپ چپ نگاه کردیم !!
حقش بود !!
اوم ؟! فکر کنم همین ! جیگر تو تمشک خونه !