درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
4 آبان 1388 ساعت 10:09 AM

 

سام  

 

دیروز کلاس حقوق خوب بود . . . بعدشم با نصی رفتیم بی پولی رو ببینیم 

که نشد . . برداشته بودن و جاش کتاب قانون گذاشته بودن . . 

دیدیم به ساعتمون نمی خوره ٬ رفتیم به زور دوخواهر ! 

فکر نمیکردیم انقدر بخندیم . . ولی خندیدیم  

باحال بود . . با کلی ترافیکسم برگشتیم خونه . . خدائی صف جنت آباد خیلی 

داغونه ! ۱ ساعت توی صف وایسادیم . . !  

در کل بسیار خوب بود !

2 آبان 1388 ساعت 10:40 PM

 

+ دلم می خواد برم کویر. آخه می گن توی کویر آدم به خدا نزدیک تره. آخه ستاره ها هم به آدم نزدیک ترن. آدم می تونه اونا رو بغل کنه و باهاشون حرف بزنه ! وقتی با ستاره ها حرف بزنی با خدا هم می تونی حرف بزنی. هیچ وقت هیچ کسی رو نمی تونی پیدا کنی که بتونه ستاره ها رو ازت بگیره. فقط وقتی دیگه اونا رو نداری که خودت نخوای. خدا رو هم هیچ کسی نمی تونه ازت بگیره به جز خودت ! البته همه این حرفها در مورد کویرُ فقط یک نظریه ست. فکر کنم مولانا اون شعر معروف چوبین بودن ای اهالی استدلال رو برای من و امثال من گفته که حرصش رو در می یاریم با این کلمات احمقانه مثل نظریه !!!!

کاش بودی. اون وقت با تو حس می کردم آروم ترین جای زمینم.
 

2 آبان 1388 ساعت 10:31 PM

سام . . 

 

امروز ؟! نمیدونم خوب بود یا بد ! اما هر چی بود خیلی خسته شدم . . 

این روزا سیاسی بودن رو بیشتر لمس میکنم تا روزای دیگه . .  

همیشه فکر میکردم بچه هائی که سیاست نمی خونن مثل فنی ها خیلی خیلی بیشتر  

سیاسی هستن . . اما الان که فکر میکنم میبینم که مائی که سیاست رو میخونیم  

اصولی می خونیم اما بچه های فنی داغی ِ سیاست رو جذب می کنن ! 

اما انگیزشون خیلی بیشتر از خود سیاسیون ِ  

خاورمیانه داشتم . . کلاس خاورمیانه رو خیلی دوست دارم . .  

استادمون مدیر گروهمونم هست . . خیلی ماه و گذر زمان توی این کلاس پوچ ! 

هر چند ی درس ِ آزاد ! 

 

دعوت شدم به ایجاد ی سمینار در حد ی پایان نامه . . که هم از نظر پایان نامه در آینده به دردم میخوره هم موضوعی . .  

الان نمیگم تا همه چیش جور شه ! و بعد ! باز هم ناز ِ شست ِ صبری ! 

امیدوارم عالی بشه !  

خیلی خیلی خستم . .  

نای هیچی جز خواب و ندارم . . اها با مونا برگشتم خونه کلی حرف زدیم و بستنی خوردیم ُ حرف زدیم ! بچه ی مردم ُ هم چپ چپ نگاه کردیم !!  حقش بود !! 

 

اوم ؟! فکر کنم همین ! جیگر تو تمشک خونه ! 

  

1 آبان 1388 ساعت 01:47 AM

 

Stock Image - woman holding 
green apple,  
smiling,  portrait, 
 close-up (focus 
on. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart 

هنگامی که سیبی را با دندان می شـ ـکافی در دل با او بگو:

تخـــ م های تو در تن مـــ ن خواهند زیست ،
و شکــ ـوفه های فردای تو در دل من خواهنـــ د شکفت ،
و عطــ ر تو نفس من خواهد بود ،
و ما با هم در همه فصـــ ل ها شادی خواهیـــ م کرد .


                                    جبران خلیل جبران - پیامبر و دیوانه 

 

1 آبان 1388 ساعت 01:35 AM

 

+ من از انعکاس صدای خویش هم می ترسم. از فریادهای پی در پی این نفسهای خسته. مهر سکوتی بر روی محور قلب فرسوده ام ، تازیانه های گردباد سرنوشتم را به بهانه زورقهای شکسته در بالینم می پندارد و مرا با اوج نیستیهای درونم همگام می سازد. سکوت موازی دردهای کهنه مرا تا قعر بی نوایی های خویش هدایت می کند و من همچون کبوتری بال و پر بسته تشنه یک پروازم . 

<<    1      2      3