مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
13 آبان 1388 ساعت 6:00 PM

 

ی مملکت چقدر میتونه بی اراده باشه 

که با خاطر اعتراض و خواستن های مردمش . . 

وسایل ارتباطی . . تلفن ٬ میل ٬ یاهو مسنجر و هر کوفت و زهرماری ُ
قطع کنه ؟! 

متاسفم . . که چقدر ضعیفیم !

13 آبان 1388 ساعت 5:27 PM

 

کی گفته بزرگ شدن به قد آدماست ؟!
 

مردم چقدر توهم دارن . . اخه کی میخوایم درست فکر کنیم ؟! 

 

12 آبان 1388 ساعت 10:33 PM

سام 

 

امروز کلاس دومم تشکیل نمیشد ُ 

ب همراه نصی رفتیم غذا خونگی خوردیم ُ بعدشم رفتیم سینما 

آقای هفت رنگ ! بدک نبود . . . کاملا شبیه یکی از فیلم های خیلی قدیمی بود 

ولی بدک نبود . . برگشتنی هم پیاده تا دانشگاه اومدیم . .  

یک ساعت راه بود و کلی خرید هم کردیم   

بارون قشنگی هم میومد 

کلی با هم پیاده روی کردیم ! 

واقعا لذت بخش بود . .

روز بدی نبود . . پر ماجرا بود . . ! 

دختر دوست بابائی هم داره مزدوج میشه . .  

جیگرشو . . ۴ روز از من بزرگتره ! آبجی امروز گیر داده ترشیدی ! 

باعث افتخاره تو این سن ادم بترشه بهتره . . ! 

11 آبان 1388 ساعت 11:10 PM

میکوبد بر زمین   

صدای ناسازگاریش در آسمان موج میزدند ! 

دلم را نا خود آگاه می لرزاند ! 

من دوستش دارم 

من دیوانه اش هستم . .  

او می داند ُ اینگونه ناسازگاری میکند ! 

آخر هم نفهمیدم دردَش چیست ؟! 

چه میخواهد ! 

با زبان ِ بی زبانی . . خود را به زمینُ آسمان می کوبد  

دلم را به درد آورده َست  

نمی توانم ٬ نه نمی توانم !  

او هم مرا دوست دارد می دانم . . 

بر من می بارد !!!! 

می فهمی یعنی چه ؟! 

اما این بار حرفش را نمی فهمم ! 

شاید او راست می گوید . . 

من در خود غرق شده َم 

شاید من سنگ شده َ م  

دیگر با او نمی گریم . . 

دیگر همانند َ ش خودم را به زمین ُ آسمان نمی کوبم ! 

می کوبد بر بام ِ اتاقم . . 

دور می شوم از خود !
گوش فرا می دهم به صدای َش 

درد دارد ! 

اوه خدایا . . پائیز َ ست ! 

حق دارد ! 

وای بر من . . سالی دگر کهنه می شود ُ من ؟! . . . . .  

 

11 آبان 1388 ساعت 10:33 PM

 

+ سر زندگی را میگذارم روی پاهایم
و برایش لالایی غمگینی میخوانم

[یک ساعت بعد]
من خوابم و…
زندگی به دستمالیِ دخترکِ همسایه مشغول 

11 آبان 1388 ساعت 6:31 PM

 

امروز تعطیل بودم اما کلی مشغله داشتم ! 

دلم واسه دکترم تنگ شده بود واقعا رفتم پیشش  

کلی خوش و بِش ُ این حرفا . .  

۶ ماه بود پیشش نرفته بودم ٬ الانا برگشتم ! 

آها بعدشم رفتم پیش آرایشگرم ! 

نسرین کلی ذوقمو کرد !! 

تحصینم کرد واسه ابروهام ٬ حرفه ای شدم دیگه ما اینیم  

گفت عین هم ِ ! واسه نامزدی کلی پیشنهاد گرفتم ٬

آبجی هم همینطور ٬

حالا قراره ی کارائی بکنیم . . !

+ بلاگ اسکای کلی مجهز شده . . کلی ذوقشو کردم  

 

+ ی عدد کشف جدید !! فکر کن ؟! 

فهمیدم که چقدر مردم ما علاقه صحنه دار بودن ! شهوانی بودن ! سکسی بودن ! فساد ! و خیلی چیزای دیگه دارن چون مطالبی از این قبیل در بلاگم بازدید هاش به شکل ناباورانه ای بالاست حالا علاقه هم نباشه کلی کنجکاون مردم ٬  تصمیم دارم ی کاری کنم ٬ روزانه نوشتن رو تخته کنم و همش درمورد این قبیل مسائل چیز بنویسم ! موافقین ؟!  یا میشه ی کار دیگه انجام بدم اونم اینه که مثلا از عناوین خیلی سکسی و مفسد فی الارض و اینا استفاده کنم ؟! هوم ؟

  

+ امروز همش قرتی بازی بود ٬ چون به هیچ کاری نرسیدم ! 

 

+ چی میشد خدا ی جفت چشای ناز و خوشکل و اون جوری که دلم میخواد نصیب ما می کرد ؟! 

البته اینو بگم که نگی ناشکری چون چشام واقعا زیباست ! و کمتر کسی چشائی مثه چشای ناز ِ من داره . . .  البته تعریف از خود نباشه !  

 

+ چه نتیجه ای از کلمات صورتی این پست گرفتید ؟! اگه تونستی بگی ؟!   

  

10 آبان 1388 ساعت 10:44 PM

سام . . 

 

این دو روز خوب بود نصی نیومده بوده ُ بنده با شیوا که آنفلوآنزا گرفته بود بودیم !
خوش گذشت بسیار کلی با هم غیبت کردیم ٬ حالمون بهتر شد  

بعد از اتفاقات اخیر که واسم افتاده بودُ خواستگار و کوفت ُ ؟! همون کوفت  

روز بعدشم که یعنی امروز نصی اومد . . باهم بودیم بعدشم آیلین و زهرا اومدن 

نرگس هم که همیشه نخودی ! اومد ُ سامی رو دیدیم و نرگس کلی گریه کرد . . 

این بشر عین دخترا توی زنا وول میخره . . ای خدا ! 

کلی با هم حرف زدیم . . نرگسی رو میگم 

دیگه اون اقاهه که من ازش بدم میادُ دیدیم !  کلی هم بهش خندیدیم  

کار بد نمیکنم من هرگز !! بعدشم با این مترو های هچل هفت بدبخت خراب اومدیم که تا صادقیه به زور خودشو کشوند تا رسیدیم ! 

خیلی داغون بود . .! 

اوم ؟! همین ؟! 

سه شنبه و چهار شنبه ۲ تا کلاسمون یعنی منو نصی تشکیل نمی شه که ۳ شنبه میریم سینما یحتمل کتاب قانون 

۴ شنبه هم میریم شاید مهستان و بعدشم که ۱۳ آبان ُ جنبش سبز ُ اینا قراره بزن بکوب را بندازیم  

دیگه ؟! راستی شیوا دوست اول دبیرستانم رو دیدم . . چقدر یاد اون روزا کردیم . . چه کارا که سر کلاس نمی کردیم . . اونا ی اکیپ بودن ما هم ی اکیپ ته ِ کلاس اقا کر کر خنده بودا ! 

همیشه از ته کلاس بودی خراکی میومد . . مهسا همیشه در حال پرتقال پوست کندن بود . . انوشه دوست شیوا هم در حال خیار خوردن یا به قول خود شیوا در حال لقمه نون پنیر گردو درس کردن بود !!  چقدر تغییر کرده بود . . دلم واقعا براش تنگ شده بود . . دانشگاه تهران میخونه ! 

از الان ی دختر موفق میدونمش  

 

8 آبان 1388 ساعت 7:23 PM

 

گاهی وقتا ادم هر چقدرم پول بده ارزششو داره . . 

دیروز لاک خریدم . . مامانْ خیلی نازه . . طلائی ! 

خیلی دوسش دارم . . با اینکه ۶ تومن پولشو دادم و خیلی کوچیکه اما دوسش دارم 

رنگش معرکه س ! 

از وقتی زدمش پاکش نکردم . . مثه اون لاک هلوئی ِ نیست ! 

اونم خوبه ها . . ولی !!! 

بوی لاک میده ! به معنای واقعی !   

8 آبان 1388 ساعت 7:21 PM

 

+ بخونی بهتره !

8 آبان 1388 ساعت 7:20 PM

 

+ تو مایه های اس ام اس

8 آبان 1388 ساعت 7:13 PM

 

 

 اگر دوست دارید در این مورد چیزی بخونید بدک نبود !! 

 

8 آبان 1388 ساعت 3:31 PM

  

سام . .  

 

اوم ٬ امروز ۸ / ۸ / ۸ ۸ روز تولد اما رضا (ع) ۸هشتمین امام !! 

 

به نظرتون ی کم خاص نیست ؟! 

به نظر من امروز ی روز خیلی خیلی خاص و رویائی ه !! 

احساس میکنم امروز هر دعائی کنم براورده میشه . . 

احساس خوب و خاصی دارم . . 

عیدتون مبارک ! 

<<    1      2      3    >>