ی مملکت چقدر میتونه بی اراده باشه
که با خاطر اعتراض و خواستن های مردمش . .
وسایل ارتباطی . . تلفن ٬ میل ٬ یاهو مسنجر و هر کوفت و زهرماری ُ
قطع کنه ؟!
متاسفم . . که چقدر ضعیفیم !
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
ی مملکت چقدر میتونه بی اراده باشه
که با خاطر اعتراض و خواستن های مردمش . .
وسایل ارتباطی . . تلفن ٬ میل ٬ یاهو مسنجر و هر کوفت و زهرماری ُ
قطع کنه ؟!
متاسفم . . که چقدر ضعیفیم !
کی گفته بزرگ شدن به قد آدماست ؟!
مردم چقدر توهم دارن . . اخه کی میخوایم درست فکر کنیم ؟! 
سام
امروز کلاس دومم تشکیل نمیشد ُ
ب همراه نصی رفتیم غذا خونگی خوردیم ُ بعدشم رفتیم سینما
آقای هفت رنگ ! بدک نبود . . . کاملا شبیه یکی از فیلم های خیلی قدیمی بود
ولی بدک نبود . . برگشتنی هم پیاده تا دانشگاه اومدیم . .
یک ساعت راه بود و کلی خرید هم کردیم
بارون قشنگی هم میومد
کلی با هم پیاده روی کردیم !
واقعا لذت بخش بود . .
روز بدی نبود . . پر ماجرا بود . . !
دختر دوست بابائی هم داره مزدوج میشه . .
جیگرشو . . ۴ روز از من بزرگتره ! آبجی امروز گیر داده ترشیدی !
باعث افتخاره تو این سن ادم بترشه بهتره . . !
میکوبد بر زمین
صدای ناسازگاریش در آسمان موج میزدند !
دلم را نا خود آگاه می لرزاند !
من دوستش دارم
من دیوانه اش هستم . .
او می داند ُ اینگونه ناسازگاری میکند !
آخر هم نفهمیدم دردَش چیست ؟!
چه میخواهد !
با زبان ِ بی زبانی . . خود را به زمینُ آسمان می کوبد
دلم را به درد آورده َست
نمی توانم ٬ نه نمی توانم !
او هم مرا دوست دارد می دانم . .
بر من می بارد !!!!
می فهمی یعنی چه ؟!
اما این بار حرفش را نمی فهمم !
شاید او راست می گوید . .
من در خود غرق شده َم
شاید من سنگ شده َ م
دیگر با او نمی گریم . .
دیگر همانند َ ش خودم را به زمین ُ آسمان نمی کوبم !
می کوبد بر بام ِ اتاقم . .
دور می شوم از خود !
گوش فرا می دهم به صدای َش
درد دارد !
اوه خدایا . . پائیز َ ست !
حق دارد !
وای بر من . . سالی دگر کهنه می شود ُ من ؟! . . . . .
+ سر زندگی را میگذارم روی پاهایم
و برایش لالایی غمگینی میخوانم
…
[یک ساعت بعد]
من خوابم و…
زندگی به دستمالیِ دخترکِ همسایه مشغول
امروز تعطیل بودم اما کلی مشغله داشتم !
دلم واسه دکترم تنگ شده بود واقعا رفتم پیشش
کلی خوش و بِش ُ این حرفا . .
۶ ماه بود پیشش نرفته بودم ٬ الانا برگشتم !
آها بعدشم رفتم پیش آرایشگرم !
نسرین کلی ذوقمو کرد !!
تحصینم کرد واسه ابروهام ٬ حرفه ای شدم دیگه ما اینیم
گفت عین هم ِ ! واسه نامزدی کلی پیشنهاد گرفتم ٬
آبجی هم همینطور ٬
حالا قراره ی کارائی بکنیم . . !
+ بلاگ اسکای کلی مجهز شده . . کلی ذوقشو کردم
+ ی عدد کشف جدید !! فکر کن ؟!
فهمیدم که چقدر مردم ما علاقه صحنه دار بودن ! شهوانی بودن ! سکسی بودن ! فساد ! و خیلی چیزای دیگه دارن چون مطالبی از این قبیل در بلاگم بازدید هاش به شکل ناباورانه ای بالاست حالا علاقه هم نباشه کلی کنجکاون مردم ٬
تصمیم دارم ی کاری کنم ٬ روزانه نوشتن رو تخته کنم و همش درمورد این قبیل مسائل چیز بنویسم ! موافقین ؟!
یا میشه ی کار دیگه انجام بدم اونم اینه که مثلا از عناوین خیلی سکسی و مفسد فی الارض و اینا استفاده کنم ؟! هوم ؟ 
+ امروز همش قرتی بازی بود ٬ چون به هیچ کاری نرسیدم !
+ چی میشد خدا ی جفت چشای ناز و خوشکل و اون جوری که دلم میخواد نصیب ما می کرد ؟!
البته اینو بگم که نگی ناشکری چون چشام واقعا زیباست ! و کمتر کسی چشائی مثه چشای ناز ِ من داره . . . البته تعریف از خود نباشه !
+ چه نتیجه ای از کلمات صورتی این پست گرفتید ؟! اگه تونستی بگی ؟!
سام . .
این دو روز خوب بود نصی نیومده بوده ُ بنده با شیوا که آنفلوآنزا گرفته بود بودیم !
خوش گذشت بسیار کلی با هم غیبت کردیم ٬ حالمون بهتر شد
بعد از اتفاقات اخیر که واسم افتاده بودُ خواستگار و کوفت ُ ؟! همون کوفت
روز بعدشم که یعنی امروز نصی اومد . . باهم بودیم بعدشم آیلین و زهرا اومدن
نرگس هم که همیشه نخودی ! اومد ُ سامی رو دیدیم و نرگس کلی گریه کرد . .
این بشر عین دخترا توی زنا وول میخره . . ای خدا !
کلی با هم حرف زدیم . . نرگسی رو میگم
دیگه اون اقاهه که من ازش بدم میادُ دیدیم !
کلی هم بهش خندیدیم
کار بد نمیکنم من هرگز !! بعدشم با این مترو های هچل هفت بدبخت خراب اومدیم که تا صادقیه به زور خودشو کشوند تا رسیدیم !
خیلی داغون بود . .!
اوم ؟! همین ؟!
سه شنبه و چهار شنبه ۲ تا کلاسمون یعنی منو نصی تشکیل نمی شه که ۳ شنبه میریم سینما یحتمل کتاب قانون
۴ شنبه هم میریم شاید مهستان و بعدشم که ۱۳ آبان ُ جنبش سبز ُ اینا قراره بزن بکوب را بندازیم
دیگه ؟! راستی شیوا دوست اول دبیرستانم رو دیدم . . چقدر یاد اون روزا کردیم . . چه کارا که سر کلاس نمی کردیم . . اونا ی اکیپ بودن ما هم ی اکیپ ته ِ کلاس اقا کر کر خنده بودا !
همیشه از ته کلاس بودی خراکی میومد . . مهسا همیشه در حال پرتقال پوست کندن بود . . انوشه دوست شیوا هم در حال خیار خوردن یا به قول خود شیوا در حال لقمه نون پنیر گردو درس کردن بود !!
چقدر تغییر کرده بود . . دلم واقعا براش تنگ شده بود . . دانشگاه تهران میخونه !
از الان ی دختر موفق میدونمش
گاهی وقتا ادم هر چقدرم پول بده ارزششو داره . .
دیروز لاک خریدم . . مامانْ خیلی نازه . . طلائی !
خیلی دوسش دارم . . با اینکه ۶ تومن پولشو دادم و خیلی کوچیکه اما دوسش دارم
رنگش معرکه س !
از وقتی زدمش پاکش نکردم . . مثه اون لاک هلوئی ِ نیست !
اونم خوبه ها . . ولی !!!
بوی لاک میده ! به معنای واقعی !
سام . .
اوم ٬ امروز ۸ / ۸ / ۸ ۸ روز تولد اما رضا (ع) ۸هشتمین امام !!
به نظرتون ی کم خاص نیست ؟!
به نظر من امروز ی روز خیلی خیلی خاص و رویائی ه !!
احساس میکنم امروز هر دعائی کنم براورده میشه . .
احساس خوب و خاصی دارم . .
عیدتون مبارک !