از چیزی امیدی می سازیم برای فردا
و کش می آید
همه ی وجودمان در جاذبه ی فوق العاده اش !
سفری ، دیداری ، تغییری ُ چیزی از این دست ....
چیزی که متعهدمان کند ادامه بدهیم !
"حسین پناهی"
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
از چیزی امیدی می سازیم برای فردا
و کش می آید
همه ی وجودمان در جاذبه ی فوق العاده اش !
سفری ، دیداری ، تغییری ُ چیزی از این دست ....
چیزی که متعهدمان کند ادامه بدهیم !
"حسین پناهی"
متاسفانه مونا چیزی که میخواست قبول نشد . .
دیروز با اینکه ۶ صب خوابیده بودم ٬ ۱۰ پاشدم زنگ زدم بهش .
خاموش بود . . فهمیدم دیوونه شده . .
زنگ زدم خونه گفت قبول نشده ٬ ۱۰ مین بعد زنگ زد گفت بی کاری ؟
گفتم دارم میام خونتون ! مونا ی دوست شدیدا ارزشی ِ
و من باید میرفتم و کنارش میبودم .! رفتم . .تا ۲ پیشش موندم . .
کامپیوتر فیروز کوه قبول شده ٬
رشته ی بدی نیست ! اما هرچی باشه صنایع نیست !
خیلی گریه کرد ! خیلی باهم حرف زدیم . .
شب نزدیکای افطار اس ام اس داد که داره مهمون میاد
هر وقت مسیج زدم ٬ زنگ بزن خونمون بگو من بیام پیشت !
به آبجی گفتم . . گفت خوب پاشو زنگ بزن دیگه . . گفتم بابا هنوز مسیج نزده که !
مسیج زد . . از خونه آبجی زنگ زدم . . ۱۰ شب بود !
اومد پیشم ! با هم حرف زدیم . . من کلی خونرو تمیز کردم . .
آنا زنگ زد س تائی حرف زدیم . . وقتی آنا زنگ زد
مونا هم خنده ش باز شد و خندید !
آبجی هم اومد و شدیم ۴ تائی ..
آبجی آنا رو اذیت میکرد و ما میخندیدیم !
تا ساعت ۲ اینا مونا پیشم بود و بعدش رفت . .
اس ام اس داد ! واسش ی مثال زدم که خودم خیلی خوشم اومد !
مثال ی نی نی ! وقتی از ی نی نی خوشت میاد سعی میکنی
بکشونی طرف خودت . . بغلش کنی . . بوسش کنی .
واسه اینکه بیاد طرف چیزی رو که دوست داره رو نشونش میدی !
سعی میکنی بکشونی ش . . حتی شاید اشکشو در بیاری
آبجی همیشه ی کاری میکنه نی نی بغض کنه . . میگه نی نی ها وقتی بغض میکنن
خیلی جیگر میشن !
تو هم همون نی نی هستی . . که خدا دوست داره . .
هرچند هیچ کدوم از ماها به اون چیزی که میخواستیم نرسیدیم . .
حتما نباید می رسیدیم . .
کلی دردودل کرد . . گفت و من گفتم . .
کلی ناراحت شدم . . اخه درصداش عالیه . . شیمی ۶۰ زده . . فیزیک ۵۰ زده
عمومی هاشم که همه بالا ۵۰٪ امکان نداره ترازش بشه ۵۵۰۰ پارسال با اینکه
فیزیک ۲۰ زده بود و ۲ تا پیش خورده بود . . ترازش شد ۵۴۰۰ !
نمیدونم . . شوهر خواهری میگفت بره آویزون شه . .
نمیدون خودمم خیلی خسته م !
ماه رمضان خیلی چیزارو واسم قشنگ کرد . .
کاش بشه نگهشون داشت !
نمیخواستم به روز کنم . . اما . . شد دیگه . .
کامنت ها هم در اسرع وقت !
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم
از +
چقدر سخته که بفهمی کسی دخترش رو فروخته و
تا ۷٬۸ روز دیگه باید بره روسیه . .
وقتی من شنیدم . . انگار اب یخ ریختن رو سرم !
حس خوبی نیست !
پیوست -: دیروز رو کلا با مونا گذروندَ م ! واقعا خوش گذشت
شبم که رفت خونشون زنگ زدم که ما داریم میریم بیرون
نمایشگاه و بعدشم پارک . . تا ساعت ۲ نیمه شب پارک بودیم
ی آیس پک و بستنی دونفری خوردیم انقدر خندیدیم که حد نداره . .
ب یاد آنا نِی ِ آیس پک ُ نگه داشتیم یادگاری
ی رساله هم خریدیم دو تائی . . که خیلی بهش نیاز داشتم !
کتاب دکتر شریعتی رو خریدم « هبوط » هر چی گشتم کویر رو پیدا نکردم !
پیوست کنکوری -:
* فردا جواب کنکور آزاد میاد . . . من خیلی امیدوارم و ذوق مرگم که مونا قبول میشه !
انتخاب اول ٬ خودم ی کاری کردم انتخاب اولشو پرند بزنه . . امروز اس ام اس داد که
چقدر شانس آوردم که تهران جنوب نزدم !
* از خانومی خبری نشد . . امیدوارم اونم قبول بشه ! من که دعا میکنم .!
پیوست پریم -: این روزا واقعا حس میکنم که مونا خیلی بهم وابسته شده .!
با تمام وجودم میتونم حس کنم که دوستم داره . .
خوشحالم . . انقدر توی دوستیمون گذشت داریم
که تا حالا مشکل جدی نداشتیم !
به حدی که مامانامون کلی ازمون کفریَ ن
تو ؟! الآن . . داری همه ی حسای قشنگ ُ . .
کنار باران تجربه میکنی . . اما من ؟!
اینجا . . کنار باران . . شب شعر میگیریم ُ
از دوری تو شکایت میکنیم !
تو اون بالا بالاها . . داری تک خوری میکنی ُ
من . . این پائین . . تنها . . کنار باران َ م
که روز ها روشو ازم برگردونده بود . .
گریه زاری راه انداختیم . .
خوبه که نیستی و دونه های اشکمو نمیبینی !
خوبه که منو باران ، با هم گریه میکنیم ُ
برق سفیدی که تو صورت آسمون میوفته رو نگاه میکنیم ُ
بازم اشک میریزیم . .
امشب مست ِ مست َ م !
امشب بی ریا مست َ م ! . .
امشب قراره گرد گیری کنیم . .
خبر دادن ، ی خبر فوری . . !
نه . . آسمون هیچ وقت به زمین نمیاد . .
زمینم قرار نیس به آسمون بره !
اما . . صدای پای پائیــــ ـز میاد . .
نشنیدی ؟!
* نه من به آسمون می رسم . . نه تو به من می رسی . . و نه باران به تو !
من ، تو ، ما . . چه رویاهای شیرینی !
* امشب دیوانه م . . دیوانه وار دیوانه می مانم . .
روزها منتظر شب دیوونه کننده بود !
صدای غرش باران . .
شنیدی ؟ چگونه نعره می کشد ؟!
شنیدی . . می نالد از بی کس !
شنیدی ؟! گوئی دلش تنگ است !
گوئی بهانه ها دارد . . تصمیم به بارش دارد
تو می باری و من . . تو را نظاره میکنم ؟!
تو را نظاره می کنم ؟!
با آغوشی بـــــــ ــاز به استقبالت می آیم !
باران َ م . . بهانه ی شب های بی کسی َ م . .
دوستت دارم !
به دخترک + . .
تو نوشتی از ثمین َ ت . . . روز ها برایش نوشتی . .
یادش دادی ، از غم دل با او سخن سر دادی . .
من ! نوشتم از باران َ م . . . روز ها برایش نوشتم . .
یادش دادم ، از غم دل با او سخن سر دادم . .
اما بدان . . اگر ثمین با بدنی نحیف از بین رفت ،
تو هستی . . با تمام رویاهایت ، که بی بهانه فروختی ،
همچون من !
ثمین…
برایت گفته بودم به آرزوها دل نبند… یادت هست؟
تو را نهی کردم اما خودم دلبستم به تو… و تو، تمام شدی آرزوی کوچکِ من! تمام!
باید بروم تن نحیفت را سقط کنم، یک قابلهی قابل اعتماد سراغ کردهام…
فقط باید کمی دندانهایم را بههم فشار بدهم که جیغ نزنم! نباید نامحرم بفهمد که درد دارد از دست دادنِ تو!
ثمینم… عزیزم… زود بزرگ شدی، و من حالا که رنج بزرگ شدن را به تو تحمیل کردم، و حالا که همهچیز دارد به اجبار تمام میشود، نمیخواهم خیلی عذابت بدهم، نمیخواهم وقتی دارند تکهتکهات را از وجودم بیرون میکشند، برایت از فلسفههای دردناکِ بودنت بگویم…
اما همهی ولگردیهایمان توی کوچهپسکوچههای آسمان یادت بماند، این هم یادت بماند که جایگاهِ تو بهشت است… اما التماس میکنم فراموش کنی که مادر خطاکارت را بعد از تو میبرند به قعر، قعرِ دوزخ! بعد از تو مادرت مادر نمیماند که بخواهند بهشت را بگذارند زیر پاهایش…
برو ثمین، تکههای خونآلودِ وجودت را بردار با خودت ببر به بهشت، بگو فرشتهها خونهای دلمهشده را از رویشان بشویند، چسب بیاورند و بچسبانند بههم، جای بوسههای مادر گناهکارت را بگو بیشتر بشویند مبادا اثری بماند… مبادا کسی بداند مادرت دیوانه بود، عاصی بود، نگذار کسی بداند، نامشروع بودی ثمین!
ثمینم! دخترکم! اجازه بده مادرت برای آخرین بار برایت از همان لالاییهایی بخواند که نه تو را خواب میکرد و نه خودش را آرام…
حالا که دارند قطعهقطعهات میکنند و از وجودم بیرونت میکشند بگذار برایت بگویم که چقدر همهی آدمها، ساده با مادرت بازی کردند، دسترشتهاش کردند، گندمهایی که گذاشتهبود برای تو بکارد، گرفند و بیحاصل رهایش کردند!
ثمین! پدرت برایم گفته بود که خدایتان مهربان است، اما تو هرگز برای مادرت از خدایتان مغفرت نخواه… بگذار همینجا توی گورش، کنار ملحدها وُ بیدینها وُ کفار بلرزد! آنقدر بلرزد شاید خدا بیواسطه دلش به رحم آید…
ثمین… اجازه میدهی برای آخرین بار ببوسمت یا تو هم از مادر گناهکارت بیزار شدهای؟
از + بغضی میشویم 
میگم این عمو پورنگَ م کلی پیشرفت کرده ها ؟!
قدیما شنیده بودم میخواد کانال بزنه . .
حالا چه کانالی نمیدونم . .
برنامه کودک ِمونم پیشرفت کرده !
اما موش و گربه هنو پیشرفت نکرده . .
از بچگی عاشق این موش و گربه بودم
جودی آبوت ٬ فوتبالیست ها ! هنا ٬ یوگی و دوستان
پَری به من میگه آلیس ٬ مامان و میگه زیبای خفته
ددی رو هم میگه یوگی و فامیلاشم میگه دوستان
یادش ب خیر . .
ی کاری میتونم انجا بدم اونم اینه که جواب کامنت هاتون رو همین جا بدم !
از گوگل ریدرم شما رو بخونم ؟!
چطوره ؟ کامنت دونی هیچ پستی رو هم نمی بندم . . !
من نمیتونم بیام بلاگ هاتون . .
ولی از طریق گوگل ریدرم میتونم نوشته های زیباتونو بخونم
امیدوارم دلگیر نشید . .
بلاگ هائی رو هم که باز کنه میرم !
قربونتون
احیانا بنده به هیچ جا نمیتونم سر بزنم . .
هر جائی رو باز میکنم وارد نمیشه . .
شاید شما مارا راه نمیدهید و بنده پشت در می مانم ؟!
منه بی نوا از دیروز هی میخوام بیام نمیشه !
کامنت ها دارن انبار میشن . .
گناه دارم ها ؟! 