احتمالا فردا میرم یونی . . ۱۹ واحد فعلا برداشتم . . .
اگر معدلم بالا نبود نمیتونستم درسای به این خوبی با استاد ی عالی بردارم . .
خوشحالم . . تصمیم گرفتم این ترم هم کمی واحدم رو مناسب بردارم . . تا معدلم بالا بمونه . . !
وگرنه ترم دیگه باید با التماس واحد بردارم . . فردا هم میرم که مبانی سیاستم رو بردارم اونم با استاد چاوشی . . !
۳ تا استاد ارائ میدن و بنده ۲ ترم منتظر این استاد بودم .
شیوا که بیچاره نتونست چیزی برداره . . . نصی هم که شماله و من براش برداشتم ۱۶ تا . . .
ایلین هم ۱۵ تا برداشت . . . تا بعدن با مدیر گروه تنظیم کنه بقیشو . . !
زهرا هم من کمکش کردم ولی بیشترشو خودش برداشت . .
چند روز پیش تیمور ِ لنگ زنگ زد و گفت که اگه نتونستی واحد برداری زنگ بزن من برمیدارم . .
منم هنوز زنگ نزدم . . اگر نتونستم این واحد رو بردارم . . بهش میگم . . !
امروز همه روزه گرفتن جز من . . . اصن حس و حال ندارم . . . !
۳ نیمه شب خوابیدم و ۲ بعد از ظهر بیدار شدم . . . یک عدد فلاکس
ورداشتم . . . پر چای کردم . . .بیسکویت . . . تعدادی هلو . . . و اینا اومدم بالا . . . !
ی جوریم . . !
نمیدونم چمه . . . ! شاید نیاز به فاصله از خود دارم . . . یا ی .؟ نمیدونم !
هر چی هست دلم میخواد بخوابم و نباشم . . . دلم میخواد کامنت دونیمو ببندم و خودم باشم و خودم . . . !
نمیدونم چرا . . . ولی دلم میخواد فقط و فقط خودم باشم
دیروز مونا ۴ اومد خونمون و ۷ رفت . . . کلی حرف زدیم . . اون از قرارش حرف زد و من انتخاب واحدو روزای دانشگاهمو . . عروسی که رفته بودم . . !
نفری ۱ ساعت حرف زدیم . . . اخرشم یاد چه روزائی که گذروندیم . . . یاد این که من خیلی عوض شدم . . !
اینکه شاید دانشگاه ادمها رو تغییر میده . . !
نمیدونم . . اما تغییر کردم . . . خوشحالم . . .
خوشحالم شدم ی دختر خونسرد و بی نهایت شاد . . . که همیشه لبخندش همرو شاد میکنه . . . !
همه منظورم اطراقیانم !
خوشحالم که دیگه خود خواه نیستم . . . خوشحالم که دیگه از کارای اطرافیانم عذاب نمیکشم . .
چون خیلی هاشون مهم نیستن واسم . . خونسردی رو بیشتر از همه ی دنیا دوست دارم . .
خداجونم بهم صبر دادی . . . همونی که خواستم . . .!
من کسائی که بهم بد کردن . . . اشکمو بی خودی و به خاطر خود خواهی هاشون دراوردن . . . نمیبخشم . . !
شاید میشد با من حرف زد . . شاید میشد جور دیگه عمل کرد . . من هیچ وقت نمی بخشم .
تِزم این بود که اگه کسی رو ببخشی حتما تورو میبخشه . . . اما این نبود . .
روزگار نامرد تر از اونیه که فکرشو میکردم . . .فکر میکردم میتونم روز گار نامرد و مرد کنم . . . اما
دلم برای خودم تنگ میشه . . دلم برای اسمون ابی َ م تنگ میشه . . !
دلم برای دوست داشتن هام تنگ میشه . . ! دلم . . دریای خونه !
دلم برای نوشتن های بارانی َ م تنگ میشه . . !
دلم برای مدرسه رفتن . . تنگ میشه . . . دلم برای مشق نوشتن تنگ میشه . .
من ؟!
خدایا من به دنبال چه میگردم
دلم ی اسمون بارونی میخواد که برم زیرش و قدم بزنم . .. تنهای تنها . . !
دلم از همون روزائی میخواد که با مونا تو کوچه ها پرسه میزدیم . .
دلم بغض داره . .
دلم از همون شبای احیا میخواد که بی بهانه زار بزنم . .
از همون حرم هائی میخواد که بعد از نماز صبح توی صحن جمهوریش . . . تنهای تنها . .
با بابای مهربون همون که خیلی مهربونه . . درد و دل کنم و بلند بلند . .
بی بهانه اشک بریزم . . !
دلم از همون حرم هائی میخواد که وقتی اخرین بار رفتم . . . خجالت زده و سر پائین واردش شدم و
بلند گریه کردم . . . وسط اون همه جمعیت رفتم . . .دستمو گرفتن و چسبوندن به ضریح مقدس . .
و من با ناله جدا شدم که تو چقدر مهربونی و من ؟!!!!!!!!!
دلم همون روزی رو میخواد که فقط و فقط من بودم و خدا جونم !
دلم برای خدا هم تنگ میشه . . !
من چی میخوام ؟!
