جمعه س . .
اوم ٬ هیچ وقت جمعه ها خوشحال نبودم . .
اخه خیلی کسل کننده س . .
اخه خیلی غروبش دلگیره . .
اوم الان که فکرشو میکنم شاید به خاطر انتظارشه که ب خیلی ها سخت می گذره . .
شاید ما ادمها واقعا منتظر نباشیم . . اما دلمون ی جوریه . .
امروز روز قشنگی واسم نبود . .
اشتباه کردم . . اشتباه داشتم . .

از خودم بدم اومد . . اصلا فکر نمیکردم بخوام ی همچین حرکت بچه گانه ای داشته باشم . .
وقتی به اوج رسید . . فهمیدم عجب خریَم بابا !
توی این مدت که دوران ۱۹ سالگی رو سپری میکنم و میکردم . . همش فکر میکردم چقدر بچه م . .
دیر بود . . دیر به فکر افتادم . . شاید اون تلنگر دیر اصابت کرد به بنده
اما جای شکرش باقیه . . مهم اینه به فکر افتادم . .
پیر مرد پیر زن ۶۸ سالشم ی موقع هائی به فکر نمیوفتن . .
هیچ وقت دیر نیست . . واسه تازه شدن . . نو شدن . .
همیشه عاشق سن ۱۸ سالگیم بودم . .
آرزو می کردم خیلی زود ِ زود به این سن برسم . .
دقیقا یک سال که در ۱۸ سالگی به سر می بردم رو سرم گرم کنکور و اشتباهات دوره نوجوونی بود
دقیقا به آدم هائی اعتماد کردم که نباید می کردم . .
دقیقا اشتباهاتی رو کردم که خیلی از ادما اشتباه میکنن . .
خریتی که حد و مرز نداره شاید . .
اما تموم شد . . نه اینکه همه چی تموم بشه ها ؟! نه . .
اون دوران تموم شد . . جهل انسان همچنان ادامه داره . .
بر منکرش لعنت . . اما خوب . .
زندگی هم همچنان ادامه داره . .
پیوست -: با وجود حسادت های دوستی تصمیم بر این بود در مورد حسادت و بخل بنویسم . .
اما . . ننوشتم . . اما قول میدم حالتو بگیرم دوست من
و در مورد حسادت بنویسم . .
