3 اردیبهشت 1388 ساعت 2:49 PM
دانشگاه را آخرین مقصدشان بود!
زندگی را به دست پست مسئول نامسئول بی لیاقتی به کام مرگ تلخ خواندند!
زندگی را به درود خواندند و با خون خود مشقی تلخ بر دفتر خاطراتمان نگاشتند
ما را آموختند که آنچه را که خواهیم از آنکه او را باید و نشاید وی را بر آن کرسی نشستن نطلبیم
ما را آموختند که شبان خود باشم
ما را آموختند که شبان ما گرگ است
زندگی را به دست پست مسئول نامسئول بی لیاقتی به کام مرگ تلخ خواندند!
زندگی را به درود خواندند و با خون خود مشقی تلخ بر دفتر خاطراتمان نگاشتند
ما را آموختند که آنچه را که خواهیم از آنکه او را باید و نشاید وی را بر آن کرسی نشستن نطلبیم
ما را آموختند که شبان خود باشم
ما را آموختند که شبان ما گرگ است
سه روز گذشت و 3قطره خون برجاست
سه روز گذشت و دوستانتان یادتان را بر سینه ها با خطی درشت نگاشتند
که هرگز قاتلانتان را نخواهیم بخشید
و قسم به آن 3 قطره خون
خواب خوش را ز چشمانشان خواهیم ربود
آ
شاید آن دم که صدای ترس مرگ نفرین مادر چشم به راه را می خواند
تو یا من غرقه به خون بودیم
و او اینک ساکت نمی ماند
و می خواند ندای یار دبستانی از برای تو
و ما دوره خواهیم کرد مثنوی حکایتتان را
و آرام خواهیم خواند سرود سبز جنگل را
و خواهیم رویاند گل زردی بر عرصه این خاک
و 3 قطره خون که جاودانه خواهند ماند بر نیمکت سبز خاطره ها
حادثه ی غیر قابل ببخشش !! چه کسی مسئول مرگ ۲ جوان است ؟ !
متاسفم برای بعضی از مسئولین .. !
