صحنه های زشت و زیبا ،
در تماشاخانه ی دنیا ،
فراوان است .
چهره آرای جهان
نقش آفرین ِ عشق و مرگ ،
صحنه ها را کارگردان است .
عشق ،
هستی بخش کائنات ،
مرگ ،
سامان ساز ِ قانون حیات .
..
خوابم نمی بره ...
می خوام قصه بگم .. 
قصه ی جنگ منطق و احساس !
قصه ی جنگ دروغ و راست !
قصه ی پرهیز !
قصه ی انکار ... ! 
قصه ی ابهام !
قصه ی اشک چشمای من .. ! 
قصه ی سردر گمی ...
قصه ی چشمای حیرون ... !
خدایا ......... !!!!!
پیوست -: دلم گرفته ... با اینکه خیلی گریه کردم به بهانه های مختلف ..
اما بازم گریه دارم ... اشک پشت پلکم قایم شده !
خوابمم نمی بره !
پیوست پریم -: من میتونم ... ترم داره تموم میشه ... فقط سه بار دیگه میبینیش .. !
بهت قول میدم دیگه اونطوری نگات نکنه ...
ولی به شرطی که تو هم نگاهی نکنی !! تو میتونی ... میدونم

