31 مرداد 1387 ساعت 00:42 AM
سام .. !
-
* می ریم خونه عزیز (مامان بابا مسعود)
* خونه عمو بزرگه .. !
* مغازه پسر عموی زشت (لبــــــــو) واسه گوشی
* بهشت زهرا .. باباجونم خدا بیامرز .. (دلم برات لک زده بابائی !)
* خونه !
-
-
پیوست -: با بابا مسعود اومدیم سایت های گوشی رو چک کردی ... بابا از N72 ، N73 ، w580 ، w880 خوشش اومد ... اما اخری که N 73 بود و بهش نشون دادم ... + قابلیت هاشو که دید ... کلی خوشش اومد ... منم از فرصت سو استفاده کردم و هی تعریف کردم ... حالا ببینیم چی میشه .. اخه چند روز پیش بهم گفت من اراده کنم ... حله .. ولی به موقع ش ... حالا ببینیم موقع ش کیه ... سعی می کنم زیاد اصرار نکنم ... فک کنن خبریه
-
پیوست پریم -: قلبم مشکلش حاد نیست ... اما خوب .. ی کم درد دارم ... اونم احتمال عصبیه که دکی گفت ..
-
* مهرنوش خانومی !
-



